مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - شرط قدرت
در فقه خوارج، امر به معروف و نهی از منکر یک تعبّد محض است؛ یعنی انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد کند. او باید کورکورانه و چشم بسته، امر به معروف و نهی از منکر کند ولو یقین دارد که در اینجا سرمایه را مصرف میکند و سودی هم نمیبرد. میگوید به ما مربوط نیست، خدا گفته تو باید به هر حال امر به معروف و نهی از منکر کنی. ائمّه ما به ما گفتند این اشتباه است؛ خدا اینجور امر به معروف و نهی از منکر را دستور نداده است.
در امر به معروف و نهی از منکر قطعاً باید حساب، تدبیر، فکر و منطق به کار برده شود. علمایی که در مسائل اجتماعی مطالعه کردهاند، گفتهاند که راز انقراض خوارج همین بود که در امر به معروف و نهی از منکر، منکر منطق بودند. میآمد در حضور یک جبّار گردنکش در حالی که شمشیرش را کشیده بود. یقین داشت که در اینجا حرفش کوچکترین اثری ندارد، ولی میگفت. او هم آناً او را معدوم میکرد. به اصطلاح تاکتیک نداشتند، منطق و حساب در کارشان نبود، بی گدار خودشان را به آب میزدند.
نتیجه، انقراضشان شد. ولی ائمّه ما علیهم السلام گفتند این کار غلط است. «تقیه» هم که شما شنیدهاید یعنی به کار بردن تاکتیک در امر به معروف و نهی از منکر؛ از مادّه «وقی» به معنی نگهداری است. یعنی چه؟ یعنی امر به معروف و نهی از منکر مبارزه است. در مبارزه، انسان وسیله دفاعی هم باید به کار ببرد؛ یعنی بزن ولی کوشش کن نخوری. اما تو میخواهی بگویی بر من جهاد واجب است، ولی چرا سلاح بپوشم، چرا زره بپوشم، مگر اگر کشته بشوم به بهشت نمیروم؟ چرا. پس من همینطور خودم را به قلب لشکر میزنم تا کشته شوم و به بهشت بروم. میگوید این کار را نکن؛ تو داری نیروی اسلام را مصرف میکنی، تو خودت خشتی در بنای اسلام هستی، نیرویی از نیروهای اسلام هستی. برو بزن ولی کوشش کن تا حد امکان کمتر بخوری. اگر به این خیال بروی، اسلحه نپوشی و به خاطر اسلحه نپوشیدن کشته شوی، نیروی اسلام را هدر دادهای.
برو بزن و تا حد امکان کشته نشو. برو تا حد ممکن طرف را از بین ببر ولی خودت را حفظ کن. این، معنی مطلبی است که آقایان گفتهاند و بسیار مسأله منطقیای است.
شرط قدرت
مطلب دیگری ما در باب امر به معروف و نهی از منکر داریم که این هم در اخبار و روایات ما هست، متن حدیث است که در فقه ما هم آمده است:«انَّما یجِبُ عَلَی الْقَوِی