مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩ - چند نمونه از امر به معروف های غلط
هر یک از امر به معروف لفظی و امر به معروف عملی به دو طریق است: مستقیم و غیرمستقیم. گاهی که میخواهید امر به معروف یا نهی از منکر کنید، مستقیم وارد میشوید، حرف را مستقیم میزنید؛ یعنی اگر میخواهید کسی را وادار به کاری کنید میگویید: من از جنابعالی خواهش میکنم فلان کار را انجام دهید. ولی یک وقت هم بهطور غیرمستقیم به او تفهیم میکنید، که البته مؤثرتر و مفیدتر است؛ یعنی بدون آنکه او بفهمد که شما دارید با او حرف میزنید، از کسی که فلان کار را کرده است تعریف میکنید، کار او را توجیه و تشریح میکنید، میگویید: فلان کس در فلان مورد چنین عمل کرده، اینطور رفتار کرده و ... تا او بداند و بفهمد. این، بهتر در او اثر میگذارد کما اینکه عمل هم بهطور غیرمستقیم مؤثرتر است. حال برای روش غیرمستقیم، حدیث معروفی را برای شما ذکر میکنم، ببینید این روش چقدر مؤثر است:
حسنین (امام حسن و امام حسین) علیهما السلام درحالی که هر دو طفل بودند، به پیرمردی که در حال وضو گرفتن بود برخورد میکنند، متوجه میشوند که وضوی او باطل است. این دو آقازاده که به رسم اسلام و رسوم روانشناسی آگاه بودند، فوراً متوجه شدند که از یک طرف باید پیرمرد را آگاه کنند که وضویش باطل است و از طرف دیگر اگر مستقیماً به او بگویند آقا وضوی تو باطل است، شخصیتش جریحهدار میشود، ناراحت میشود، اولین عکس العملی که نشان میدهد این است که میگوید خیر، همینطور درست است؛ هرچه هم بگویی گوش نمیکند. بنابراین جلو رفتند و گفتند: ما هر دو میخواهیم در حضور شما وضو بگیریم. ببینید کدامیک از ما بهتر وضو میگیریم. (معمولًا آدم بزرگ درباره بچه میپذیرد.) میگوید وضو بگیرید تا میان شما قضاوت کنم. امام حسن یک وضوی کامل در حضور او گرفت، بعد هم امام حسین.
تازه پیرمرد متوجه شد که وضوی خودش نادرست بوده. بعد گفت: وضوی هر دوی شما درست است، وضوی من خراب بود. اینطور از طرف اعتراف میگیرند. حالا اگر در اینجا فوراً میگفتند: پیرمرد! خجالت نمیکشی؟! با این ریش سفیدت تو هنوز وضو گرفتن را بلد نیستی؟! مرده شور ترکیبت را ببرد! او از نمازخواندن هم بیزار میشد.
چند نمونه از امر به معروف های غلط
یکی از آقایان خطبا نقل میکرد که مردی در مشهد اصلًا با دین پیوندی نداشت؛