مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - سخن علی علیه السلام
خود را تسبیح میکنند؛ در رکوع میگویند:«سُبْحانَ رَبِّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ»، در سجود میگویند:«سُبْحانَ رَبِّی الْاعْلی وَ بِحَمْدِهِ»، آن سبحان ربّی العظیم و بحمده گویان، سبحان ربّی الأعلی و بحمده گویان، آنها «الْامِرونَ بِالْمَعْروفِ وَالنّاهونَ عَنِ الْمُنْکرِ» با چنین روحی، با چنین اندیشههایی، با چنین توشههای معنوی، با چنین سرمایه معنوی، صلاحیت این را دارند که مصلح اجتماعی باشند؛ آنهایی که اول صالح شدهاند، بعد میخواهند مصلح باشند. آمر به معروف و ناهی از منکر یعنی مصلح. مگر ناصالح میتواند مصلح باشد؟! آنان که اول خودشان را اصلاح کردهاند، اول خودشان را تأدیب و تربیت کردهاند، میتوانند مصلح باشند.
سخن علی علیه السلام
علی بن ابیطالب میفرماید:«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اماماً فَعَلَیهِ انْ یبْدَأَ بِتَعْلیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلیمِ غَیرِهِ ... وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّ بُها احَقُّ بِالْاجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ» [١] یعنی آن کسی که خود را پیشوای مردم معرفی میکند، معلم و مربی مردم معرفی میکند، واعظ و خطیب مردم معرفی میکند، هادی و راهنمای مردم معرفی میکند، اول باید از خودش شروع کند، اول خودش را تعلیم بدهد، بداند که یک جاهل در اندرون خودش هست، اول به آن جاهلی که در درون خودش به نام نفس امّاره هست تلقین کند و یاد بدهد؛ یک موجود تربیت نشدهای در درون خودش هست، اول خودش را تربیت و تأدیب کند، اول نفس خودش را موعظه کند، ملامت کند، از نفس خودش حساب بکشد؛ همینکه خودش را اصلاح و تهذیب کرد و صالح شد، آنوقت میتواند مدعی شود که من میتوانم راهنما و هادی مردم باشم، واعظ مردم باشم، معلم مردم باشم، مؤدِّب و مربی مردم باشم، مصلح اجتماع باشم. فرمود: آن کسی که خودش را تعلیم و تربیت میکند، بیشتر شایسته احترام است تا آن کسی که مردم را تعلیم و تربیت میکند، چون آن مشکلتر و مهمتر است.
باز علی بن ابیطالب فرمود:«الْحَقُّ اوْسَعُ الْاشْیاءِ فِی التَّواصُفِ وَ اضْیقُها فِی التَّناصُفِ» [٢].
چه جملهها دارد! اینها را باید بر لوح دل بنویسند. فرمود: حق و عدالت در مقام
[١]. نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت ٧٠.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٢١٤.