مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - ارزش عامل تقاضای بیعت و امتناع امام
وفاداری نکردهاند. یک حکومت جابر و مسلط، حکومتی که در بیست سال گذشته در دوران معاویه خشونت خودش را به حد اعلی نشان داده است [تقاضای بیعت میکند.]
معاویه مخصوصاً در ده سال دوم حکومت و سلطنت خود به قدری خشونت نشان داد که به اصطلاح تسمه از گُرده همه کشید؛ کاری کرد که در تمام قلمرو او حتی مدینه طیبه و مکه معظّمه در نمازهای جمعه علی بن ابیطالب را علی رؤوس الأشهاد به عنوان یک عمل عبادی لعنت میکردند، و اگر صدای کسی درمیآمد دیگر اختیار سرش را نداشت، سرش از خودش نبود. آنچنان تسمه از گردهها کشیده بود که در اواخر عهد او نام علی را بر زبان آوردن جرم بود. (این، متن تاریخ است.) اگر میخواستند بگویند علی بن ابیطالب، با اشاره و بیخ گوشی میگفتند. کار به آنجا کشیده بود که اگر حدیثی مربوط به علی بود و در آن فضیلتی ولو کوچکترین فضیلت از علی گنجانده شده بود، محدثین و راویها- که احادیث را برای یکدیگر روایت میکردند- در صندوقخانههای خلوت، پردهها را میآویختند، درها را میبستند، یکدیگر را قسم میدادند که این را فاش نکنی، از قول من همه جا نقل نکنی، اگر میخواهی روایت کنی برای آدمی روایت کن که صددرصد راوی باشد و جذب کند و افشا نکند.
در یک چنین شرایط سختی جانشین همین آدم خلیفه شده است و از او جوانتر، مغرورتر، سفّاکتر و بیسیاستتر که حتی ملاحظات سیاسی را هم نمیکند. آنوقت «نه» گفتن در مقابل چنین قدرتی کار کوچکی نیست (باید بیعت کنی! خیر، بیعت نمیکنم؛ اگر تمام وجودم را قطعه قطعه کنید بیعت نمیکنم) از این نظر که میبینیم در این حال امام به تنهایی و بشخصه در مقابل تقاضای نامشروع یک قدرت بسیاربسیار جبّار ایستاده است بدون اینکه نامی از اعوان و انصار باشد، حتی صدی ده هم احتمال موفقیت باشد؛ و از این نظر که حاضر نیست رأی و عقیده خودش را بفروشد و تظاهر کند؛ چون بعدها تاریخ نخواهد گفت حسین به زور و جبر بیعت کرد. همینهایی که بیعت را به جبر میگیرند، تاریخ را هم به زور پول میسازند، همانطور که ساختند.
معاویه و اطرافیانش قسمتی از بیت المال مسلمین را به اصطلاح امروز صرف اجیر کردن و استخدام روحانیت آن روز میکردند؛ راویهای بیبند و بار، بی عقیده و بی ایمان را با زور پول میخریدند و آنها احادیث پیغمبر را تغییر میدادند، اسمها را در احادیث پیغمبر عوض میکردند، حدیثی در مدح دشمنان علی وضع میکردند.