مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - ارزش نهضت حسینی
خلاف خلیفه مسلمین، در عمل نکردن او به کتاب اللَّه و سنّت رسول اللَّه نبود، بلکه در روشش بود. اختلاف ابوذر و معاویه هم بیشتر در روش بود. حالا (زمان امام حسین) وقتی میخواهند خلیفه مسلمانان را ببینند، چه میبینند؟ افراد مسن که پیغمبر را درک کردهاند، حتی آنها که ابوبکر و عمر را درک کردهاند، و مخصوصاً کسانی که علی علیه السلام را در دوره خلافت دیدهاند، وقتی میآیند در مرکز دنیای اسلام، جوانی را میبینند که سی و دو سه سال بیشتر از عمرش نگذشته است، جوان خیلی بلندقدی که میگویند خوش سیما و خوش منظره بوده ولی لکههایی در صورتش داشته است، جوانی شاعرمسلک که خیلی هم عالی شعر میگوید ولی اشعارش همه در وصف میو معشوق و یا در وصف سگ و اسب و میمونش است. هفت در را باید طی کرد تا رسید به جایگاه او. کسی که میخواهد به ملاقات او برود، ابتدا دربانها میآیند جلویش را میگیرند. بعد از تفتیش، اگر بتواند از آنجا بگذرد باید از چند در و دربانهای دیگر بگذرد تا برسد به جایگاه او. وقتی به آنجا میرسد، مردی را میبیند که در یک محیط مجلّل روی تخت طلا نشسته و دورش را کرسیهایی با پایههایی از طلا و نقره گذاشتهاند. رجال و اعیان و اشراف و سفرای کشورهای خارجی که میآیند، باید روی آن کرسیها بنشینند. بالادست همه رجال و اعیان و اشراف، یک میمون را پهلودست خودش نشانده و لباسهای فاخر زربفت هم به او پوشانده است. چنین شخصی میگوید من خلیفه پیغمبرم، و میخواهد مجری دستورات الهی باشد. نماز جمعه هم میخوانْد، امامت جمعه میکرد، برای مردم خطبه میخواند و حتی مردم را موعظه میکرد.
ارزش نهضت حسینی
اینجاست که انسان میفهمد که نهضت حسینی چقدر برای جهان اسلام مفید بود و چگونه این پردهها را درید. در آن زمان، وسایل ارتباطی که نبود. مثلًا مردم مدینه نمیدانستند که در شام چه میگذرد. رفت و آمد خیلی کم بود. افرادی هم که احیاناً از مدینه به شام میرفتند، از دستگاه یزید اطلاعی نداشتند. بعد از قضیه امام حسین، مردم مدینه تعجب کردند که عجب! پسر پیغمبر را کشتند؟ هیئتی را برای تحقیق به شام فرستادند که چرا امام حسین کشته شد. پس از بازگشت این هیئت، مردم پرسیدند:
قضیه چه بود؟ گفتند: همین قدر در یک جمله به شما بگوییم که ما در مدتی که در آنجا