روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤ - ترجمه
أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئٰاتِ ،همزه استفهام است و معنى تفريع و تخويف [١]، گفت:ايمن شدهاند آنان كه مكر مىكنند و بديها مىاندازند از كافران مكّه و جز ايشان از مشركان كه خداى تعالى زمين فروبرد به ايشان [٢]؟و گفتهاند [٣]:از مقلوب است يعنى ايشان را به زمين فروبرد و آن [٤]در تازى راست است،در پارسى مقلوب مىنمايد براى آنكه در مفعول اول«با»در آمده است،يقال:خسفت عينه [٥]،اذا غارت خسفا و خسف القمر اذا اسودّ خسوفا و خسف اللّه به الارض خسفا. أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذٰابُ ،يا عذاب به ايشان آيد ازآنجا كه ايشان ندانند.
أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ ،يا بگيرد ايشان را در گشتن ايشان و آمد شدشان [٦]در راهها و سفرها و شبها و روزها [٧]. فَمٰا هُمْ بِمُعْجِزِينَ ،ايشان خداى را عاجز نتوانند كردن.
أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلىٰ تَخَوُّفٍ ،يا بگيرد ايشان را بر تخوّف.كلبى و ضحّاك گفتند:«تخوّف»تفعّل باشد از خوف،يعنى گروهى را بگيرد به عذاب و گروهى را رها كند[٩٣-ر]تا آنان كه مانده باشند كه بترسند به عذاب از [٨]هلاك شدگان كه مبادا كه مثل آن به ايشان رسد،و دگر مفسّران گفتند:مراد به تخوّف،تنقّص است و مراد نقصان ايشان است به هلاك،يعنى تنقّصهم [٩]من اطرافهم و نواحيهم شيئا بعد شىء،يقال:تخوّفه الدّهر و تخوّنه إذا تنقّصه و أخذ ماله،و تخوّفه إذا تنقّصه و أخذ من حافاته،و قال الشّاعر [١٠]:
تخوّف السّير [١١]منها[تامكا] [١٢]قردا
كما تخوّف [١٣]عود النّبعة السّفن
و قال آخر:
تخوّف غدرهم ما لي و أهدى
سلاسل في الحلوق [١٤]لها صليل
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:توبيخ.
[٢] .قم:با ايشان.
[٣] .قم+كه اين،بقيۀ نسخه بدلها+اين.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:اين.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:عنه.
[٦] .آط،آمدشان،آب،آز،آج،لب:آمدنشان.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و آز:پشتهها ورودها،قم،آز:به شبها.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:آن.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:نقصهم.
[١٠] .آب،آز+شعر.
[١١] .اساس:النّاس،به قياس با نسخۀ قم،تصحيح شد.
[١٢] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.
[١٣] .اساس:ترمو و،كه با توجه به قم ديگر نسخ و مآخذ شعر تصحيح شد.
[١٤] .آج،لب:الخلوف.