روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٦ - ترجمه
كرد از اين سبب و گفت: أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ... [١]،خداى تعالى او را مسخ كرد،آنگه گفت:اگر كسى خطيئتى كند كه از باب كبر باشد و در[درون] [٢]كبر دارد اميد مدارى به او،و اگر خطيئتى باشد نه از باب كبر،اميد دارى كه خطيئۀ آدم كبر نبود و خطيئة ابليس كبر بود.و از اينجاست آن خبر كه رسول-عليه السّلام گفت:
لو لم [٣]تذنبوا لخشيت عليكم ما هو اشدّ من ذلك العجب العجب، و آنچه تحقيق است در اين باب بيان كردهايم پيش از اين.
روايتى ديگر از عبد اللّه عبّاس آن است كه:ابليس را براى آن جنّ و جنّى خواند كه او از خازنان بهشت و جنان بود،او را نسبت كرد با آنچنان كه كوفى و بصرى و مكّى و مدنى.و حسن بصرى گفت:ابليس- عليهاللّعنه-هرگز فريشته نبود و او پدر جنّيان است چنان كه آدم پدر بشر است.و در اخبار اصحاب ما هر دو آمده است و اختيار سيّد-رحمه اللّه-آن است كه:ابليس فريشته نبود و او«ابو الجنّ»است،چنان كه آدم«ابو البشر»است،و استثناى منقطع است فى قوله: إِلاّٰ إِبْلِيسَ ،چنان كه برفته است.شهر بن حوشب گفت:ابليس از آن جنّ بود كه در زمين بودند،فريشتگان بيامدند و ايشان را آواره كردند و ابليس را به اسيرى به آسمان بردند.
قتاده گفت:ازآنجا جنّ خواندند او را كه جنّ عن طاعة اللّه،از طاعت خداى جنون و ديوانگى كرد، فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ،فاسق شد از فرمان خدايش و بيرون آمد.
و«فسق»،خروج باشد در لغت،يقال:فسقت الرّطبة عن قشرها اذا خرجت.و موش را از اين جا«فويسقه»گويند لخروجها عن جحرها،و در عرف شرع هر معصيتى باشد كه دون كفر بود،پس ابليس به آنكه كرد از نافرمانى و ترك سجدۀ آدم فاسق بود و به اعتقاد صواب داشتن آن و تعليل ديگر در[آنكه در حكمت] [٤]نيكو نباشد [٥]كه آن را كه از نار بود فرمايند كه سجده كن آن را كه از خاك آفريده باشند،كافر بود،و در اصل خود كافر بود،لقوله: وَ كٰانَ مِنَ الْكٰافِرِينَ [٦].و از ادلّۀ عقلى كه برخاسته [٧]است بر بطلان ارتداد و احباط آن بيان رفته است در اين كتاب.آنگه
[١] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٢.
[٢] .از آط،افزوده شد.
[٣] .آز:همۀ نسخه بدلها:لو لا.
[٤] .از آط،افزوده شد.
[٥] .قم:باشد،با توجه به ديگر نسخ تصحيح شد.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٣٤.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:برخواسته.