روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٦ - ترجمه
باشند؟گفت:بلى!چون فساد بسيار شود.
قوله: وَ كَمْ أَهْلَكْنٰا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ ،حقتعالى گفت:بسكه هلاك كرديم از قرنها و جماعات كفّار كه پيغامبران ما را تكذيب كردند از پس نوح -عليه السّلام.و مورد آيت تهديد و وعيد است كفّار مكّه را. وَ كَفىٰ بِرَبِّكَ ،و بس است،خداى تعالى به گناه بندگان دانا و بينا،و معنى تهديد و وعيد است.
قرون،جمع قرن باشد.خلاف كردهاند در معنى قرن.عبد اللّه ابى [١]اوفى گفت:
صد [٢]سال باشد،آنگه گفت:رسول را در اوّل [٣]قرن فرستادند،و آخر قرن يزيد بن معاويه بود.محمّد بن القاسم روايت كرد [٤]از عبد اللّه [٥]بن بشر المازنىّ كه گفت:
رسول-عليه السّلام-دست بر سر من نهاد و گفت:اين غلام قرنى بماند،گفتند:يا رسول اللّه!قرن [٦]چند باشد؟گفت:صد سال.محمّد بن القاسم [٧]گفت:ما سال او مىشمرديم تا به صد رسيد،آنگه بمرد.كلبى گفت:هشتاد سال باشد.ابن سيرين گفت:چهل سال باشد.
مَنْ كٰانَ يُرِيدُ الْعٰاجِلَةَ ،يعنى الدّار العاجلة،گفت:هركه او اين سراى معجّل خواهد،يعنى دنيا، عَجَّلْنٰا لَهُ فِيهٰا مٰا نَشٰاءُ ،تعجيل كنيم براى او آنچه خواهيم آن را كه خواهيم بر وفق مصلحت،يعنى،چندان كه مفسدت نباشد،چه اگر كسى در دنيا تمنّاى مال و ملك كند و ما دانيم كه صلاح او نيست،ندهيم او را آنچه او خواهد، آن دهيم كه [٨]خواهيم به مقدار آنكه ما خواهيم[آن را كه ما خواهيم] [٩]يعنى [١٠]به نزديك ما بس محل ندارد.اگر بعضى كافران را مراد و آرزوى ايشان بدهيم نه كرامت ايشان باشد كه پس از آن عاقبتى ذميم باشد،چه اگر براى كرامت ايشان بودى چونان [١١]بودى [١٢]كه رسول-عليه السّلام-گفت:
لو كانت الدّنيا تزن عند اللّه جناح بعوضة ما سقى كافرا منها شربة ماء، و مثله:قوله-عزّ و جل:
[١] .همۀ نسخه بدلها:عبد الله بن ابى اوفى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:صد و بيست.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز مل+آن.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:كند.
[٥] .آج،لب:عبد الله عباس.
[٦] .قم،آز،آج،لب:قرنى.
[٧] .مل:محمد بن ابى القاسم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+ما.
[٩] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+دنيا.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:چنان.
[١٢] .قم:نبودى.