روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
يكى بر دست چپ،چون فعلى بكنى بر تو نويسند و در گردن تو فگنند.مجاهد گفت طايره [١]،عمله و رزقه،مراد عمل و روزى مرد است،و گفت:هيچكس از مادر نزايد و الّا بر گردن او ورقى [٢]باشد بر او [٣]نوشته [٤]كه او شقى است يا سعيد.اهل معانى گفتند:مراد به طائر،آن حكم است كه بر او كند [٥].از سعادت و شقاوت به حسب استحقاق او،و از آن به طائر عبارت كرد بر عادت [٦]،من سوانح الطّير و بوارحها.
ابو عبيده و قتيبى گفتند:مراد حظّ اوست از خير و شر،من [٧]قولهم:طار سهم فلان بكذا و جرى له الطّائر بكذا.در شاذ حسن و مجاهد و ابو رجا،خواندند:طيره،بىالف و تخصيص گردن براى آن كرد كه آن جاى علامت و داغ بود،و جاى قلادۀ [٨]طوق بود.و گفتند:جاى بر آنكه [٩]عرب به او كنايت كنند از ذمّت وجوب،نبينى كه گويند:مرا بر گردن او وامى است و در گردن او عهدى و سوگندى است.و كذا:
فَكُّ رَقَبَةٍ [١٠] و عتق رقبة. وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ ،يحيى بن وثّاب خواند:يخرج به «يا»ى اضافت الى اللّه تعالى،يعنى خداى بيرون آرد،و نخرج بر قرائت عامّۀ قرّاء به نون ما بيرون آريم حملا على قوله: أَلْزَمْنٰاهُ طٰائِرَهُ فِي عُنُقِهِ .و يعقوب خواند و در شاذ حسن و مجاهد و ابن محيصن [١١]يخرج به«يا»مفتوح و ضمّ«را»على الفعل الثّلاثىّ على تقدير:و يخرج الطائر له يوم القيامة فيصير كتابا.و ابو جعفر خواند يخرج به ضمّ «يا»و فتح«را»،على الفعل المجهول التّقدير و يخرج الطّائر له يوم القيامة كِتٰاباً ، نصبا على الحال، يَلْقٰاهُ مَنْشُوراً ،كه آدمى آن نامه را افلاخته [١٢]بيند و ابن عامر و ابو جعفر خواندند:يلقاه به ضم«يا»و تشديد قاف يعنى،يلقى الانسان ذلك الكتاب منشورا.چنان كه مفعول اوّل كه [١٣]فعل با او مسند است مقدّر باشد و ها ضمير كتاب باشد و محل او نصب بود على المفعول الثّانى.ابو السّوار العدوىّ اين[١٢٦-ر]آيت بخواند و گفت:نشرتان و طيّه [١٤]،سه حال [١٥]است.گفت:نامۀ تو را در دو حال
[١] .آب،آز+اى.
[٢] .مل:برقى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:برآن.
[٤] .قم:نبشته.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:كنند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+عرب.
[٧] .آج،لب:و.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:براى آنكه.
[١٠] .سورۀ بلد(٩٠)آيۀ ١٣.
[١١] .قم،آط:محيص،آج،لب:مختص.
[١٢] .آط،آب،آز،آج،لب:افراخته.
[١٣] .قم،مل+اوّل.
[١٤] .آط،آج،لب+گفت.
[١٥] .قم:حالت.