روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧١ - ترجمه
شده است،دستهاى رحمت و روزى من به خير گشاده است [١]،تا چنان كه خواهم مىبخشم و مىبخشايم!نه كليدهاى خزاين به نزديك من است!جز از من كس نداند گشادن يا براى آن است كه رحمت من تنگ [٢]است!لا بل رحمت من فراخ است بر همه چيزها و از [٣]رحمت من همه رحمتكنندگان بر يكديگر رحمت كنند،يا بخلى مرا دريافته است!نه من اكرمالاكرمينام!و نفّاح [٤]به خيراتم،اگر اينان براى خود نظر كنند و بر خود رحمت كنند،دلهايشان [٥]منوّر شود به رحمت،و لكن ايشان دين به دنيا بفروختهاند و به دنبال هواى نفس مىروند [٦]و نمىدانند كه دشمنتر دشمن [٧]ايشان را نفس ايشان است،من روزۀ ايشان چگونه پذيرم و آن به دروغ و ريبت منسوب [٨]است و روزه گشادن ايشان بر طعام [٩]حرام است و نماز ايشان چگونه مقبول [١٠]كنم و دلهاى ايشان مايل است به دشمنان و محاربان با من،و صدقات ايشان چگونه مقبول كنم و زاكى شود و ايشان [١١]مال ديگران به صدقه مىدهند،نه مال خود.
مزد و ثواب كه [١٢]باشد خداوندان [١٣]مال را باشد كه از ايشان غصب كردند [١٤]،يا دعاى ايشان چگونه اجابت كنم،و آن قولى است به [١٥]زبان،بىيقين [١٦]،دل با آن مصاحب [١٧]نيست.من دعاى آنكس اجابت كنم كه از صدق دل او دعا كند مرا،و آواز ضعفا و مساكين بر درگاه من مسموع باشد.و علامت رضاى من رضاى درويشان باشد.اگر اينان بر درويشان رحمت كنند و ضعيفان را به خود نزديك دارند،و انصاف مظلوم بدهند،و مغصوب [١٨]را نصرت كنند و بر غايبان عدل كنند و حقّ يتيم و بيوه به [١٩]ايشان دهند [٢٠]و هر حقورى را با حقّ خود رسانند،من نور چشم ايشان باشم
[١] .همۀ نسخه بدلها:نه دستهاى من به روزى و رحمت گشاده است.
[٢] .آط،آب،آز،آج،لب+شده.
[٣] .آط،آب،آز+سبب.
[٤] .قم:فتّاح.
[٥] .قم،آط،آب،آج،لب:دلهاشان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:مىشوند.
[٧] .آط،آب،آز:دشمنى.
[٨] .مل:ريبت و غيبت منسوب.
[٩] .آط،آب،آز،آج،لب:به طعام.
[١٠] .قم،مل:منور،آط،آب،آز،آج،لب:قبول.
[١١] .مل:كه ايشان.
[١٢] .آط،آب،آز،آج،لب+را.
[١٣] .قم،آط،آب،آز+آن.
[١٤] .قم:كردهاند.
[١٥] .آط،آب،آز،آج،لب:بر.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:كه يقين.
[١٧] .مل:موافق.
[١٨] .آط،آب،آز،آج،لب:مظلوم.
[١٩] .مل:با.
[٢٠] .آط،آب،آز،آج،لب:رسانند.