روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
نصرت او ما را و دمار و هلاك كه چون از شما برآورد [١]،و ما و شما از آن غافل؟] [٢]سنخاريب او را گفت:من شنيده بودم كه نعمت خداى شما بر شما عظيم است و نصرت و رحمت او شما را پياپى است.پيش [٣]آنكه اين جا [٤]آمدم و نصيحتكنندگان مرا گفتند كه مرو آنجا كه تو با خداى بنى اسرايل بر نيايى [٥].من نصيحت نشنيدم و [٦]نپذيرفتم و شقاوت مرا دامن گرفت و قلّت [٧]عقل كار بستم لا جرم در بلا افتادم.صديقه خداى را شكر زيادت كرد [٨].آنگه اميرى [٩]فرمود كه:اين اسيران را با پادشاهانشان [١٠]همچونين [١١]با بند [١٢]در اين شهرها بگردان و بر ايشان ندا كن كه اين جزاى آنكس است كه بر خداى بيرون آيد [١٣]و دليرى كند.ايشان را ببردند و هفتاد روز در شهرها بگردانيدند و هر روز هريكى را دو نان جوين [١٤]بيش ندادند.
سنخاريب كس فرستاد به پادشاه بنى اسرايل و گفت ما را كشتن از اين آسانترست بفرما تا ما را بكشند كه ما را زندگانى چونين به كار نيست [١٥].او بفرمود تا ايشان را با زندان بردند بر آنكه بكشتند.خداى تعالى وحى كرد به پيغامبر كه بفرماى پادشاه را تا سنخاريب را با اين پنج كس رها كند تا به بابل روند و خبر دهند مردمان را به [١٦]آنچه خداى كرد با ايشان.ملك ايشان را رها كرد و گفت:بروى و مردمان را خبر دهى از آنچه خداى با شما كرد و با ما كرد [١٧].برفتند و با بابل شدند و سنخاريب قوم خود را جمع كرد و آن قصّۀ [١٨]ايشان بگفت.دانايان قوم گفتند:ما تو را گفتيم كه [١٩]:
مرو كه كسى [٢٠]با خداى بنى اسرايل بر [٢١]نيايد.اين در مرّت اوّل بود و سنخاريب از
[١] .آط،آب،آز،آج،لب:دمار و هلاك برآوردن.
[٢] .اساس افتادگى دارد،از قم افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٤] .آط،آب،آز،آج،لب:آنجا.
[٥] .مل:نه ايستى،ديگر نسخه بدلها:نه بسى.
[٦] .قم+پند.
[٧] .آج،لب:قلب.
[٨] .آط،آب،آز،آج،لب:كرد زيادت.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+را.
[١٠] .آط،آب،آز:پادشاهان،قم،مل،آج،لب:پادشاه ايشان.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.
[١٢] .آط،آب،آز،آج،لب:در بند،مل:پابند.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٤] .آط:جويين.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:چنين نمىآيد.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:از.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها+ايشان.
[١٨] .قم،مل+با،آط،آب،آز،آج،لب+به.
[١٩] .آج،لب:ندارد.
[٢٠] .همۀ نسخه بدلها:كس.
[٢١] .قم:بس.