روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٥ - ترجمه
براى اين او را امّت خواند [١]،كه هر خصلت كه در امّتى و عالمى باشد پراگنده [٢]در او مجموع بود،چنان كه شاعر گفت [٣]:
و ليس للّه بمستنكر
أن [٤]يجمع العالم في واحد
و گفتند:براى آنش امّت خواند كه قوام امّت به او بود،و امّت،فعلة باشد من امّة،إذا تبعه [٥]و قصده،پس فعلة باشد به معنى مفعول كالطّعمة و الاكلة و اللّقمة و الخبرة [٦]و غير ذلك.و اين قوّت آن قول است كه گفتند به معنى امام است.
قٰانِتاً ،اى دائم الطّاعة،دائم طاعت بود،و القنوت،دوام الطّاعة و دوام القيام فى الصّلاة.آنگه به عرف شرع عبارت است از [٧]دعا كه در ركعت دوم نماز،قبل الرّكوع و بعد القراءة،خوانند [٨]، لِلّٰهِ ،مطيع بود خداى را، حَنِيفاً ،مسلمان بود.آنگه اشتقاق او يا از ميل باشد يا از استقامت،چنان كه بيان كردهايم [٩].و أحنف گويند مايل القدم را،و نيز آن را كه همه پاى او بر زمين نشيند،و از جملۀ مشركان نبود.
شٰاكِراً لِأَنْعُمِهِ ،و نيز شاكر بود نعمتهاى خداى را.و«شكر»اعتراف باشد به نعمت منعم با ضربى تعظيم او. اِجْتَبٰاهُ ،برگزيد خداى تعالى او را، [١٠]و هَدٰاهُ ،و راه نمود او را به انواع الطاف و توفيق بر ره [١١]راست كه ره [١٢]مسلمانى است و دين حق.
وَ آتَيْنٰاهُ فِي الدُّنْيٰا حَسَنَةً ،و ما او را در دنيا نيكوى [١٣]داديم از رسالت و خلّت [١٤]و ثناى نيكو.
مقاتل حيّان [١٥]گفت:يعنى آن نمازها كه او را فرمودند و به آن تخصيص كردند او را.و گفتند:به تكليف امّت ما [١٦]كه بر او صلات [١٧]فرستند في قولهم:
اللّهمّ صلّ على
[١] .آط،آب،آز،آج:خواندند،همۀ نسخه بدلها بجز قم+بعضى دگر گفتند:براى آنش امّت خواند.
[٢] .قم:پراگنده باشد.
[٣] .آب،آز،آج،لب+شعر.
[٤] .آج،لب:و ان.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:اتبعه.
[٦] .آط،آج،لب:كالطّعمة و اللقمة.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[٨] .قم:خواندند.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:كرديم.
[١٠] .قم:او را خداى تعالى.
[١١] .قم:به راه،آط،آب،آز:به ره.
[١٢] .قم،آج،لب:راه.
[١٣] .آج،لب:نيكى.
[١٤] .آط،آب،لب:رسالت خلّت.
[١٥] .آط،آج،لب:چنان.
[١٦] .قم:ندارد.
[١٧] .آط،آب،آج،لب:صلوات.