روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٤ - ترجمه
كردند كه با مانند آن رجوع نكنند،و مصلح شدند،ايشان را آمرزنده و بخشاينده است.و قوله:[ مِنْ بَعْدِهٰا ،ضمير عايد است با توبه و قوله] [١]: لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ،خبر [٢]هر دو مبتداست،الّذى هو قوله: إِنَّ رَبَّكَ .و گفتند:خبر در جملۀ اول محذوف است، حذفه اتكالا على الخبر الثّانى،و قوله: لِلَّذِينَ ،تعلّق دارد اين«لام»به قوله: لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ،أى غفور رحيم لهم.
إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ كٰانَ أُمَّةً قٰانِتاً لِلّٰهِ ،گفت:ابراهيم خليل-عليه السّلام-امّتى بود.
آنگه در او خلاف كردند:بعضى مفسّران گفتند [٣]:اماما يقتدى به،إبراهيم [٤]امامى بود مقتدى [٥]كه خلقان در خير به او اقتدا كردند.
عبد اللّه مسعود گفت:كان معلما للخير،و او بعضى صحابۀ رسول را وصف [كرد] [٦]بانّه، كٰانَ أُمَّةً قٰانِتاً .او را گفتند اين ابراهيم [٧]بود گفت:دانى تا معنى«امّة قانتا»چه باشد؟گفتند:بگو.گفت:«امّت»معلم خير باشد و«قانت»مطيع،و اين مرد چنين است.
مجاهد گفت:براى آنش امّت خواند كه در عهد او،مؤمن،او بود [٨]و در [٩]عصر او همه كافر بودند از اين جا كه [١٠]منفرد بود بدين مسلمانى،حقتعالى او را امّت خواند.
و منه
قول النّبى-عليه السّلام: يبعث زيد بن عمرو بن نفيل امّة واحدة يوم القيامة.
قتاده گفت:براى آنش امّت خواند كه أهل هيچ دين نبودند و إلاّ او را بپسنديدند [١١]از جهودان و ترسايان و گبران و مسلمانان.
شهر بن حوشب گفت:در هر روزگار خداى تعالى زمين به بكرت و دعاى چهارده كس بدارد[١٠٨-ر]جز در عهد ابراهيم-عليه السّلام-كه در روزگار او جز او مؤمن نبود كه خداى به بركت او زمين بر جاى بداشت و اهل زمين را روزى داد،
[١] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.
[٢] .آط،آج،لب:ندارد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+اى.
[٤] .اساس:ابرهيم.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:مقتدى بود.
[٦] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.
[٧] .اساس،آط:ابرهيم.
[٨] .قم:مؤمن بود.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:اهل.
[١٠] .قم،آب،آز:ازآنجا كه،آط،آج،لب:آنجا كه.
[١١] .آج،لب:نپسنديدند.