إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٤١٣ - جعل رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم طلاق نسائه بيد علي أمير المؤمنين في حياته و بعد مماته
عائشة در جواب او گفت كه: پدرش (على) به دست او پيغامى فرستاده و مرا بر امرى اطلاع داده كه به جز راه مدينه پيمودن دواى ديگر ندارم، آن زن از كيفيت آن امر استفسار نمود و عائشة گفت: حضرت رسالت روزى از غنائم كه به دست على رسيده بود ميان ذو القربى و ياران خود قسمت مىفرمود ما نيز از آن نصاب حصه و نصيبى طلبيديم و در آن طلب إلحاح و مبالغه بر آن سرور از حد اعتدال گذرانيديم على بن ابى طالب زبان را به ملامت ما گشوده و گفت: بس است كه مبالغه كرديد و إلحاح را از حد گذرانيديد حضرت را ملول ساختيد و ما را توبيخ بسيار كرد ما نيز او را سخنان خشونتآميز گفتيم. وى اين آيت را برخواند كه:عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَ يعنى: شايد بود كه اگر او دست از شما بردارد و شما را در حوضه مطلقات در آرد پروردگار او بهتر از شما بدل و عوض دهد او را، ما نيز در خشونت و درشتى افزوديم رسول (صلعم) از درشتى و غلظت قول ما كه با على بن أبى طالب نموديم در غضب و غصة شد و نظر به جانب على كرد و فرمود: اى على، من طلاق ايشان را در قبضه اختيار تو در آوردم و تو را وكيل خود گردانيدم كه هر كدام از ايشان را كه تو از قبل من طلاق دهى نام او را از دفتر نساء النبي محو شود و آن حضرت امر طلاق را اطلاق فرمود و فرق ميان حيات و ممات ننمود پس على بن ابى طالب ما را بر اين معنى تنبيه مىكند و من مىانديشم كه مبادا بر زبان او چيزى رود كه تدارك آن تصور نتوان كرد.
(إلى أن قال) و منقول است كه چون ام المؤمنين به سفر مدينه عازم جازم گرديد و خبر آن به سمع امير المؤمنين رسيد عبد اللّه بن جعفر را امر فرمود از بيت المال مسلمين دوازده هزار درهم بنزد عائشة برد تا در كارسازى سفر مدينه صرف كند و محمد بن ابى بكر را فرمود تا در آن سفر ملازم خواهر باشد.
قال أبو الفداء: كانت عدة القتلى يوم الجمل من الفريقين عشرة آلاف و استعمل علي على البصرة عبد اللّه بن عباس و سار علي إلى الكوفة و نزلها و انتظم له الأمر بالعراق