فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤ - دنباله كلام در شرح الاسم بودن تعاريفى كه براى وجود نمودهاند
نهايت پنهان و غايت خفاء مىباشد، لذا مرحوم ماتن در مصراع اوّل به بداهت
مفهوم وجود اشاره كرده و در مصراع دوّم به خفاء آن.
پس مىتوان گفت در اين بيت بين كلام قائلين ببداهت وجود و كلام
كسانى كه قائلند وجود از امور غير متصوّره است جمع نموده.
قوله: الّتى حيثيّة ذاتها: به « الحقيقة البسيطة» راجع است.
قوله: من يقول انّه بديهىّ: ضمير در « انّه » به وجود عود مىكند.
شرح عربى اذ لو حصلت فى الذّهن فامّا ان يترتّب عليها آثارها، فلم يحصل فى
الذّهن، اذ الموجود فى الذّهن ما لا يترتّب عليه الآثار المطلوبة منه و امّا ان
لا يترتّب فلم يكن حقيقة الوجود الّتى هى عين منشأيّة الآثار.
ترجمه: زيرا اگر حقيقت وجود در ذهن حاصل شود يا آثارش بر آن مترتّب مىشود
كه در اينصورت بايد گفت در ذهن حاصل نشده، زيرا موجود در ذهن آنستكه آثار
مطلوب از آن در اين ظرف مترتّب نگردد.
و يا آثار در ذهن نمىآيد پس حقيقت وجود نمىباشد چون اين حقيقت
عين منشاء بودن براى آثار مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قائلين باينكه حقيقت وجود غير قابل درك است دو دليل بر مدّعاى خود
آوردهاند:
دليل اوّل
اگر حقيقت وجود قابل تصوّر باشد هنگام حصولش در ذهن از دو حال
خارج نيست يا با آثار مترتّبهاش بر آن در ذهن حاصل مىشود مانند تحرّك و
سكون، قيام و قعود، قدرت و امثال آن و يا بدون اين آثار حاصل مىشود:
اگر همراه آثارش در ذهن مرتسم شود خلاف فرض مىگردد، زيرا موجود