فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠١ - فصل در بيان نفى امتياز و عليت در اعدام
عدم علّت خود علّت براى عدم معلول است.
بايد بگوئيم اين قول بر سبيل تقريب و مجاز صادر شده چه آنكه حكم
بعلّيّت بر اعدام بواسطه تشابه آنها به ملكات است لذا وقتى مىگويند:
عدم ابر علّت براى عدم باران مىباشد اينحكم باعتبار آنستكه ابر علّت
براى باران مىباشد.
پس در حقيقت گفتهاند:
علّيّتى كه بين وجود ابر و وجود باران است تحقّق نيافته.
و اين حكم نظير آنچه در احكام قضاياى موجبه است كه بر سوالب نيز
جارى مىنمايد مثلا گفته مىشود:
سالبه حمليّه يا شرطيّه متّصله يا منفصله يا غير اين از احكام ديگر كه
تمام اين احكام و اطلاقات بواسطه تشابه سوالب با موجبات مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
ديگر از احكام عدم اينست كه علّت چيزى واقع نمىشود حتّى براى
عدم و دليلش اينست كه عدم اثر وجودى ندارد پس قهرا علّيّت از آن وجودات
است.
بلى گاهى بر سبيل مجاز باعدام علّت گفتهاند چنانچه معروف است كه
مىگويند:
عدم العّلة علّة لعدم المعلول (يعنى نبودن علّت خود علّت نبودن معلول
است).
و وجه مجازيّت آن اينست كه بعلاقه مشابهت با ملكات اين اطلاق واقع
شده مثلا ابر علّت ريزش باران است و حقيقتا اطلاق علّت در اين مثال بايد بشود
ولى مىبينيم كه مىگويند نبودن ابر علّت نبودن باران است و اين عبارت اگر
درست دقّت شود معنايش اينست كه چون علّت (ابر) نيست معلول (باران) نيز
نمىباشد پس علّيّت و ارتباط بين دو امر موجود تحقّق پيدا ننموده منتهى لفظ