فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٢ - عقيده فهلويون و حكماء اشراقى
است كه در تمام مراتب سارى و جارى است اگرچه هر مرتبهاى نسبت بمرتبه
ديگر فرق داشته بلكه در هر مرتبهاى بلحاظ قوابل و محال مصاديقى متعدّد و
متفارق وجود دارد و عينا همين تقرير در وجود و مراتب آن مىباشد.
قوله: فلا الضّعف قادح الخ: و دليل اينك ضعف در نور بودن مرتبه ضعيف
قادح نيست آنستكه مرتبه ضعيف از نور مانند نورع شمع مثلا مركّب از اصل نور و
عدم مرتبه اشدّ نبوده تا بواسطه تركيبش از « عدم مرتبه اشدّ» بملاحظه تقوّمش
بمعناى عدم از نور بودن خارج باشد بلكه نور ضعيف همان حقيقت بسيطه نور
است كه در مرتبه قوى و متوسّط نيز مىباشد و آن عبارتست از حقيقت ظاهر
بالذّات و مظهر غير بودن.
قوله: بمعنى ما ليس بخارج عنها: اين عبارت تفسير مرتبه خاصّه است يعنى:
مرتبه خاصّه آنچيزى است كه از مراتب اشعّه خارج نيست.
قوله: او قادحة: معطوف است به « شرط » او « مقوّمة » يعنى قوّت و شدّت
شرط يا مقوّم نور نيستند تا در نتيجه فاقد شدت نور نباشد چنانچه قادح در تحقّق نور
نيز نبوده تا نتيجه آن اين باشد كه واجد شدّت نور نباشد.
قوله: فالقوىّ هو النّور و المتوسّط الخ: نور قوى مانند نور خورشيد و نور متوسّط
نظير نور ماه و نور ضعيف همچون نور شمع.
قوله: و المتوسّط هوهو: ضمير « هو » اوّل به متوسّط و « هو » دوّم به نور
بر مىگردد.
قوله: و لكلّ مرتبة ايضا عرض: مثلا همانطورى كه بين اين سه مصداق و
مرتبه نور تشكيك است همچنين هر كدام بملاحظه قوابل افراد مشكّكى دارند
مثلا نور خورشيد اگر بر جسم ابيض بتابد ظلّ منعكس آن درخشندهتر است از
وقتى كه بر جسم اسود تابش نمايد چنانچه اجسام ابيض نيز باعتبار مراتب شفّاف
بودنشان داراى اظلّه مشكّكه مىباشند.
شرح عربى: فانّ كلّ مرتبة من الوجود بسيط ليس شديدة مركبّا من اصل الحقيقة