فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١١ - عقيده فهلويون و حكماء اشراقى
قوّت شرط مرتبه خاصّى مىباشند كه اين مرتبه خاصّ از همان اشعّه بحساب
مىآيد.
پس مرتبه قوى نور بوده كما اينكه متوسّط و ضعيف نيز نور مىباشند لذا بايد
بگوئيم:
براى نور دامنه گسترده و معناى عريضى است كه تمام مراتب بسيطهاش
در آن داخلند و براى هر مرتبهاى از مراتب نيز بملاحظه اضافه و نسبتش به قوابل
متعدّده عرض و معناى وسيعى مىباشد.
و عين همين تقرير در حقيقت وجود جارى است يعنى براى آن نيز
مراتبى است كه بملاحظه شدّت و ضعف و تقدّم و تأخّر و غير آن از ديگر انحاء
تشكّك با هم متفاوتند ولى در اصل جملگى حقيقت وجود مىباشند.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: فالاختلاف بين الانوار الخ: اين عبارت ردّ بر مقاله حكماء مشّاء است
كه اختلاف بين انوار مختلفه را نوعى مىدانند باين معنا كه هر فردى از نور را
نوعى جداگانه دانسته و قهرا بين مراتب به تباين قائل مىشوند چنانچه شرح
عقيده ايشان عنقريب انشاء اللّه مىآيد.
و دليل بر اينكه بين اين مراتب تباين نبوده و اختلافشان بالنّوع نيست
بلكه بقوّت و ضعف يا ساير انحاء تشكيك است اينكه نور چنانچه گفتيم آنست
كه ظاهر بذات و مظهر غير باشد و ما مىبينيم كه اينمعنى در تمام مراتب نور
محفوظ است مثلا شعاع خورشيد واجد اين معناست و ظلّ آن كه عبارت است از
نور منعكس نيز چنين است، منتهى شعاع بلحاظ اينكه مستقيما از خورشيد
مىتابد درخشانتر و ظلّ باعتبار انعكاس ضعيفتر است ولى در اينكه هر دو
ظاهر و مظهر هستند با هم متّحدند.
پس نه ضعف ظلّ قادح در نور بودن آن بوده و نه قوّت و شدّت شعاع شرط
يا مقوّم تحقّق نور مىباشد پس مىتوان گفت نور داراى معناى عريض و عام