تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٦٨ - طرز ثبوت محياة بودن اراضى در وقت فتح
غربى كه پهلوى بصره مىباشد اسلامى بوده و جزء اراضى مفتوح عنوة نيست مانند شطّ عثمان بن ابى العاص و اطراف آن چه آنكه اين اراضى شورهزار و موات بوده و عثمان آنها را احياء نمود پس حكم اراضى مفتوحة عنوة را ندارند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
از اين تقييد كه مرحوم علّامه نموده و فرموده:
امّا جانب غربى عراق كه پهلوى بصره است اسلامى مىباشد.
ظاهر مىشود كه غير از اين قسمت بقيّه اراضى محياة و آباد بودهاند چنانچه مؤيّد آن همان تقدير اراضى خراجيّه است كه مساحت آنها را بحسب جريب بيان نموديم.
بنابر آنچه گفتيم كلامى كه از برخى در اينمقام نقل شده خالى از نظر و مناقشه نيست، قائل فرموده:
بلاد و شهرهائى كه در عراق احداث شده مانند: بغداد، كوفه، حلّه و مشاهد مشرّفه، كلّا اسامى بوده و مسلمانان آنها را بناء كردهاند و در زمره اراضى مفتوحة عنوة داخل نيستند و از هيچ منبع و مأخذ موثّقى استفاده نمىشود كه اين اراضى را مسلمانان از طريق استغنام مالك شده و بقهر و غلبه بر دشمن تحصيل نمودهاند.
بلى، پارهاى از اراضى بواسطه فتح عنوة بدست مسلمين افتاده و از كفّار بقهر و غلبه گرفته شده كه البتّه در عصر كنونى اثرى از آنها نبوده و منهدم شدهاند.
وجه اشكال و مناقشه در اينكلام آنستكه:
غنائم مفتوحة عنوة اختصاص به ابنيه و ساختمانها ندارد تا گفته شود در عصر كنونى آنها منهدم شده و از بين رفتهاند چه آنكه بناء اگرچه ممكنست منهدم شده باشد امّا زمين قطعا باقى است و منهدم نشده:
و نيز در تضعيف كلام اينقائل مىگوئيم:
اگر بلادى كه نام برد (بغداد و كوفه و حلّه و مشاهد مشرّفه) و اراضى متّصل و مجاور آنها مفتوحة عنوة نباشند پس زمينهاى مفتوحة عنوة عراق كه بمقدار سى و شش هزار هزار جريب است كجا مىباشد و نيز عادتا بعيد است بلد مدائن كه در طرف و منتهى اليه عراق واقع شده بطورى بوده كه قسمت خارج از آنكه جنب و