تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣١١ - تنبيه دوم
شرح مطلوب
قوله: و ان لم يكن مستحقّا له: ضمير در « لم يكن» به جائر راجع بوده و ضمير در « له » به ما يأخذه برمىگردد.
قوله: و لا يعتبر رضاه: ضمير در « رضاه » به مالك برمىگردد.
قوله: و كذا لو علم انّ العامل يظلم: ضمير فاعلى در « علم » به مشترى راجع است.
قوله: الّا ان يعلم الظّلم بعينه: مقصود از « ظلم » غصب مىباشد.
قوله: كلّ شيئ فيه حلال و حرام: اين حديث را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (٥٩) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن علىّ بن الحسين باسنادش، از حسن بن محبوب، از عبد اللّه بن سنان، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام:
قال: كلّ شيئ فيه حلال و حرام فهو لك حلال ابدا حتّى تعرف الحرام منه بعينه، فتدعه.
قوله: فلو احاله بها: ضمير فاعلى در « احاله » به جائر و ضمير مفعولى آن به مشترى و در « بها » به خراج و مقاسمه و زكات برمىگردد.
قوله: و قبل الثّلاثة: مقصود از « ثلاثه » محيل و محال و محال عليه مىباشد.
قوله: او وكّله في قبضها: ضمير فاعلى در « وكّله » به جائر و ضمير مفعولى به مشترى و ضمير مجرورى در « قبضها » به خراج و مقاسمه و زكات عود مىكند.
قوله: او باعها و هى فى يد المالك: ضمير فاعلى در « باعها » به جائر و ضمير مفعولى آن به خراج و مقاسمه و زكات راجع بوده و كلمه « واو » حاليه مىباشد و ضمير « هى » به اموال سهگانه (خراج و مقاسمه و زكات) برمىگردد.
قوله: او فى ذمّته: يعنى ذمّه مالك.
قوله: و لا يحلّ تناولها بغير ذلك: ضمير در « تناولها » به خراج و مقاسمه و زكات راجع بوده و مشار اليه « ذلك » وقف و هبه و صدقه مىباشد.
قوله: و هذا لا اشكال فيه: مشار اليه « هذا » حرمت منع مالك از اعطاء مال به محال و مشترى مىباشد.