تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧٧ - استدلال مرحوم مصنف بر جواز اخذ خراج و مقاسمه و زكات از ظالم
محمّد بن الحسن، از حسن بن علىّ، از ابان، از اسحق بن عمّار قال:
سئلته عن الرّجل يشترى من العامل الخ.
قوله: و هو الّذى يأخذه من الحقوق الخ: ضمير « هو » به « ما هو عامل فيه» راجع است.
قوله: شراء املاك العامل منه: ضمير در « منه » به عامل راجع است.
قوله: مع علمه بكونه ظالما: ضمير در « علمه » به « سائل » راجع است.
قوله: لكنّه خلاف الانصاف: ضمير در « لكنّه » به احتمال مذكور راجع است.
تشريح المطالب، شرح فارسى بر مكاسب ؛ ج٤ ؛ ص١٢٧٧
قوله: و ان ارتكبه صاحب الرّسالة: ضمير منصوبى در « ارتكبه » به احتمال مذكور راجع است.
قوله: ان يخرج شباب الشّيعه: كلمه « يخرج » از باب تفعيل بوده بمعناى تأديب و پرورش دادن مىباشد.
قوله: فيكفونه ما يكفيه النّاس: ضمير فاعلى در « يكفونه » به شباب الشّيعه راجع بوده و ضمير مفعولى آن به ابن ابى سماك عود مىكند.
قوله: لانّه لم يأخذ الّا نصيبه من بيت المال: ضمير در « لانّه » به سائل راجع است.
قوله: و ان تعجّب منه الاردبيلى: ضمير در « منه » به محقّق كركى راجع است.
قوله: انا ما فهمت منه دلالة مّا: ضمير در « منه » به حديث مذكور راجع است.
قوله: و قد تبع فى ذلك صاحب الرّسالة: ضمير فاعلى در « تبع » به مرحوم محقّق اردبيلى راجع است و مشار اليه « ذلك » اشكال محقّق اردبيلى به محقّق ثانى مىباشد.
قوله: فى احكام تقبّل الخراج: مقصود از تقبّل الخراج در ما نحن فيه اينستكه شخصى در قبال پولى كه به جائر مىدهد مىپذيرد كه مسئول جمعآورى خراج (ماليات) و مقاسمه و زكورات براى خود بشود.
قوله: صحيحة الحلبى عن ابى عبد اللّه عليه السّلام: اين روايت را مرحوم شيخ الطّائفه در كتاب تهذيب طبع جديد (١٧) ص (٢٠١) باين شرح نقل فرموده:
حسين بن سعيد، از ابن ابى عمير، از حمّاد بن عثمان، از حلبى، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام انّه قال: