تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٤٦ - نصوص وارد در مقام بحث و سنجيدن آنها با قاعده احتياط
صاحبش وقتى بآن راضى نشد ضمان ثابت مىگردد، در اين فرض نفس خبر دليل بر ضمان در مورد بحث مىگردد ولى آنچه از خبر مزبور استفاده مىشود اينستكه صدقه دادن باين نحو در حكم يأس از پيدا شدن مالك است.
شرح مطلوب
قوله: و لكن يضعّف هذا الوجه: يعنى وجهى كه بآن ضمان اثبات شد.
قوله: و ايجابه للضّمان الخ: ضمير در « ايجابه » به اتلاف راجع است يعنى موجب ضمان بودن اتلاف در ما نحن فيه معلّق و مراعى است به اينكه مالك اتلاف را كه همان تصدّق باشد اجازه ندهد و اين معنا نيازمند به دليلى است غير از دليل اتلاف.
قوله: انّه ضامن بمجرّد التّصدّق: ضمير در « انّه » به متصدّق كه آخذ باشد راجع است.
قوله: و يرتفع باجازته: ضمير نائب فاعلى در « يرتفع » به ضمان عود مىكند.
قوله: لا الاتلاف له و الاحسان اليه: ضمائر مجرورى در « له » و « اليه » به مالك عود مىكند.
قوله: و امّا احتمال كون التّصدّق مراعى: يعنى مراعى و معلّق به اجازه مالك.
قوله: و انتقال الثّواب من شخص: مقصود از « ثواب » ثواب مترتّب بر صدقه بوده و منظور از « شخص » متصدّق يعنى آخذ مىباشد.
قوله: الى غيره: يعنى غير شخص و مراد از آن مالك است.
قوله: و ان كان مجرّد الاذن فى الصّدقه: يعنى اذن شارع در تصدّق.
قوله: غير مقتض لعدمه: يعنى لعدم الضّمان.
قوله: من الرّجوع الى الاصل: يعنى اصل برائت.
قوله: و هو ما اذا اخذ المال من الغاصب حسبة: ضمير « هو » به عدم سبق يد الضّمان راجع است.
قوله: اذا تملّكه منه: ضمير فاعلى در « تملّكه » به آخذ و ضمير مفعولى آن به مال و ضمير مجرورى در « منه » به غاصب برمىگردد.
قوله: ثمّ علم بكونه مغصوبا: ضمير در « علم » به آخذ و در « بكونه » به مال راجع