تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨٣ - مسئله دوم جوائز سلطان و كاركنان او
جواب اينستكه:
اگر براى مرد مزبور (وكيل وقف) مال يا معاشى غير از آنچه در اختيار دارد وجود داشته باشد پس از طعامش تناول نموده و احسان او را بپذير و در غير اينصورت اجتناب و دورى از مالش لازم است.
دلالت اينحديث بر آنچه گفتيم مبتنى است بر اينكه شرط در حلّيت تصرّف در مال جائر وجود مال حلال مىباشد در نتيجه اگر بوجود چنين مالى برايش علم نداشته باشيم حلّيت تصرّف در مال او ثابت نمىشود.
ولى بايد توجّه داشت كه اين صورت قليل التّحقّق بوده و بسيار كم اتّفاق مىافتد كه بوجود مال حرام در اموال ظالم علم نداشته باشيم چه آنكه عادتا اموال ظلمه خالى از اختلاط با اموال ديگران نبوده و تقريبا علم عادى بوجود مال حرام در بين اموال ايشان برايمان حاصل است.
شرح مطلوب
قوله: جواز السّلطان: مقصود از « جوائز » هدايا و مالهاى تعارفى است كه سلاطين و عمّال ايشان براى بعضى مىفرستادند.
قوله: و عمّاله: يعنى كاركنان دستگاه ظلمه همچون وزراء و استانداران و امثال اينها.
قوله: لانّه امّا ان لا يعلم الخ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: هو من ذلك المال: يعنى مال حرام.
قوله: فلا اشكال فيها: ضمير در « فيها » به صورة اولى راجع است.
قوله: للاصل: يعنى اصالة الاباحه.
قوله: انّه يشترط فى حلّ مال الجائر: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: انّه كتب الى صاحب الزّمان عجّل اللّه فرجه: ضمائر غالب در « انّه » و « كتب » به حميرى راجع مىباشند.
قوله: عن اخذ ماله: يعنى مال الوقف.
قوله: و هو فيها: ضمير « هو » به الرّجل (وكيل الوقف) و در « فيها » به قريه