تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥٩ - حكم جراحت و قطع اعضاء
همين حكم را دارد يا حكم مزبور تنها اختصاص بقتل داشته و در مثل جراحت يا قطع اعضاء اكراه مجوّز ارتكاب بوده و فاعل در فرض مزبور مؤاخذ نمىباشد.
در اينمسئله دو احتمال است:
الف: آنكه بگوئيم جراحت و قطع عضو نيز همچون قتل بوده و تقيّه در آنها جارى نيست.
ب: آنكه بواسطه تقيّه ارتكاب آنها جايز باشد.
دليل احتمال اوّل اينستكه لفظ « دم » در احاديث وارده مطلق بوده و اطلاقش ايندو و اشباه آنرا شامل مىشود چنانچه اين رأى از مرحوم شيخ طوسى حكايت گرديده.
و دليل احتمال دوّم اينستكه عمومات ادلّه تقيّه و نفى حرج و نفى اكراه كه فعل حرام را در صورت تحقّق عناوين مزبور تجويز كردهاند ايندو مورد را نيز شامل مىشوند لاجرم بواسطه اكراه و تقيّه مىتوان دست بآنها زد.
مضافا باينكه ظاهرا مقصود از « دم » كه ريختنش جايز نيست حتّى در صورت تقيّه و اكراه دم و خونى است كه مبقى روح و حيات بوده و در واقع ريختنش همان قتل مىباشد امّا خونى كه بواسطه قطع عضو يا مجروح ساختن ريخته شده و معذلك روح و حيات باقى است از اطلاق « دم » مزبور خارج است بنابراين با ادلّه ياد شده نمىتوان ايندو را در حكم قتل قرار داد.
و اين رأى از مرحوم شهيد ثانى در شرح لمعه و علّامه طباطبائى در مصابيح و سيّد على طباطبائى در رياض نقل شده و خالى از قوّت نيست.
شرح مطلوب
قوله: عموم نفى اكراه: مقصود حديث « رفع عن امّتى تسعة الخ» مىباشد.
قوله: و الحرج: مراد آيه شريفه و ما جعل عليكم فى الدّين من حرج.
قوله: الّا انّه قد صحّ عن الصّادقين صلوات اللّه عليهما: مقصود از « صادقين عليهما السّلام» امام باقر و امام صادق صلوات اللّه و سلامه عليهما مىباشد.
امّا حديث مروى از حضرت باقر عليه السّلام: