تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٧ - تنبيه هفتم
مخصوصون عندهم ايضا انتهى.
ترجمه:
تنبيه هفتم
ظاهر اطلاق اصحاب اينستكه در كسيكه خراج يا زكات برسم هديه از سلطان باو داده مىشود يا قطعهاى از اراضى خراجيّه باو اعطاء مىگردد استحقاق اخذ شرط نيست و اين معنا را مرحوم محقّق كركى در رساله خود به اطلاق اخبار و كلمات علماء نسبت داده است و شايد مقصود ايشان از اطلاق اخبار، اطلاق رواياتى است كه بر حلّيت جوائز سلطان و عمّال وى دلالت دارند با اينكه اين جوائز غالبا از بيت المال داده مىشوند و بهرصورت من چنين تصوّر مىكنم كه مقصود و مراد مرحوم كركى از اطلاق، اطلاق اينگونه از اخبار باشد نه روايات و احاديث ديگر و الّا اگر اين نباشد بايد بگوئيم:
آنچه را كه حضرات براى اصل مسئله حلّيت خراج و مقاسمه مورد استدلال قرار دادهاند اخبارى است كه در جواز ابتياع خراج و مقاسمه و زكات وارد شده و نيز رواياتى است كه از حضرات معصومين عليهم السّلام در حلّيت تقبّل اراضى خراجيّه از سلطان بما رسيدهاند و بدون ترديد شرط نيست كه مشترى و متقبّل و مستحقّ استفاده از بيت المال باشند و اساسا هيچ خبرى در خصوص حلّيت مالى كه سلطان به افراد هبه كرده و از خراج و مقاسمه بايشان اعطاء مىنمايد وارد نشده تا به اطلاقش تمسّك شود تنها روايات وارد در اين باب همان اخبار جوائز سلطان مىباشد از اينرو همانطورى كه گفته شد مقصود و منظور مرحوم محقّق كركى از اطلاق اخبار، اطلاق اين اخبار مىباشد و از اين مطلب كه بگذريم مىگوئيم:
تمسّك باطلاق اين اخبار نيز خالى از مناقشه و ايراد نيست زيرا اخبار مزبور در مورد اشخاص خاص و معيّنى وارد شده كه باحتمال قوى در بيت المال سهم و حصّه داشتهاند لاجرم جائزهاى را كه سلطان از بيت المال بايشان داده بدون شبهه براى ايشان مباح بوده زيرا مىتوانستند آنرا بجاى سهم و حصّه خويش قبول كنند در نتيجه بايد بگوئيم: