تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٥ - تنبيه ششم
مىگيرد نگيرد مگر با رضايت او ولى تحقيق مقتضى است بگوئيم:
مستعمل ارض يعنى كسيكه در زمين بواسطه زراعت و درختكارى تصرّف مىكند اگر در استعمال و تصرّف مزبور مختار باشد پس تعيين خراج و مقاسمه بعهده او و جائر است لذا وقتى به رضايت يكديگر مبلغى را معيّن كردند همان حقّ و صحيح است كم بوده يا زياد باشد و اگر در استعمال زمين و كار كردن در آن بواسطه اينكه مدّت مديدى مزرعه او بوده و اكنون اگر از آن صرفنظر كرده و به ديار ديگرى مسافرت كند متضرّر مىشود مجبور باشد مناط همان است كه در روايت مرسله ذكر شده يعنى نبايد مقدار خراج و مقاسمه در حقّ وى ضررى باشد يعنى وقتى خراج و مقاسمه را بسلطان پرداخت در مقابل آنچه خرج كرده و متحمّل رنج و مشقّت بدنى شده چيزى برايش باقى نماند.
شرح مطلوب
قوله: و هى مضبوطة عند اهل الخبرة: ضمير « هى » به اجرة المثل راجع است.
قوله: و يدلّ عليه قول ابى الحسن عليه السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١١) ص (٨٤) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب، از على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از برخى اصحابش، از حضرت ابو الحسن عليه السّلام در حديثى قال:
يؤخذ الخمس من الغنائم فيجعل لمن جعله اللّه له الى آخر الحديث.
قوله: و يستفاد منه: يعنى و يستفاد من هذا الحديث.
قوله: و حينئذ: يعنى و حين عدم جواز.
قوله: الّا برضاه: يعنى رضايت زارع.
قوله: فمقاطعة الخراج: كلمه « مقاطعه » يعنى تعيين.
متن:
السّابع
ظاهر اطلاق الأصحاب أنّه لا يشترط فيمن يصل اليه الخراج، أو الزّكاة من السّلطان على وجه الهديّة، أو يقطعه الأرض الخراجيّة اقطاعا أن يكون مستحقّا له، و