تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢٤ - نصوص وارد در مقام بحث و سنجيدن آنها با قاعده احتياط
و دليل بر تحديد تعريف به يأس بعد از اختصاص دادن روايت بغير مورد بحث كه دو مورد فوق باشد عبارتست از اصل، مضافا بآنچه از روايات وارد شده و ما را به تصدّق دادن مجهول المالك امر كردهاند چنانچه در روايتى كه راجع به بعضى از عمّال بنى اميّه وارد شده و ما را امر فرموده مالى را كه صاحبش را نمىشناسيم صدقه دهيم.
شرح مطلوب
قوله: نظير ما ذكروه فى تعريف اللّقطه: حضرات در تعريف لقطه فرمودهاند:
واجد موظّف است لقطه را تا يكسال تعريف كند و در صدق اشتغال بتعريف همين مقدار كافيست كه از ابتداء سال تا يك هفته روزى يك بار و پس از آن هرهفته يك بار تعريف كند تا ماه اوّل تمام شود و سپس هرماه يك مرتبه آنرا تعريف كند تا سال منقضى گردد بنابراين مجموع تعريفات در سال بيست و يكبار مىشود.
قوله: كاجرة دلّال صايح عليه: يعنى اجرت به دلالى بدهند كه جار بزند.
قوله: و يحتمل وجوبه: يعنى وجوب بذل مال.
قوله: عليه: ضمير مجرورى به واجد راجع است.
قوله: لتوقّف الواجب عليه: ضمير در « عليه » به بذل مال راجع بوده و مقصود از « واجب » فحص از مالك مىباشد.
قوله: انّه ان قصد الحفظ الخ: ضمير در « انّه » به آخذ راجع است.
قوله: يرجع امره الى الحاكم: كلمه « يرجع » فعل مضارع است از باب « افعال » و ضمير فاعلى آن به آخذ رجوع مىكند.
قوله: ليبذل اجرته من بيت المال: ضمير در « يبذل » به حاكم راجع است.
قوله: او يستقرض على المالك: ضمير فاعلى در « يستقرض » به حاكم راجع است.
قوله: او يبيع بعضها ان رآه اصلح: ضمير فاعلى در « يبيع » و « رآه » به حاكم و در « بعضها » به جائزه راجع است.
قوله: و استوجه ذلك جامع المقاصد: مشار اليه « ذلك » كلام تذكره مىباشد.