تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٩ - مسئله اول
انصاف مرحوم مصنّف در دلالت اخبار مذكور
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
انصاف مقتضى است بگوئيم كه در اين اخبار مذكور هيچ دلالتى بر جواز خريدن خطّ قرآن وجود ندارد تنها مدلول آنها اينست كه تحصيل و تهيّه قرآن در صدر اسلام باين نحو بوده كه مردم خود در امر كتابت آن مباشرت مىورزيده و آن را مىنوشتند سپس همّتها ضعيف و ارادهها سست شده و از خود در امر كتابت قرآن دخالتى نشان ندادند بلكه با اموالشان قرآنها را خريده يا به كتّاب اجرت داده تا آنرا برايشان بنويسند.
پرواضح است در اين مضمون هيچ دلالتى بر كيفيّت بيع و شراء قرآن وجود ندارد و ابدا نمىتوان از آن استفاده كرد كه در شراء و معاوضه قرآن چه بايد نمود پس در نحوه بيع و شراء و كيفيّت آن بمقتضاى اخبار سابق بايد ملتزم شد يعنى بگوئيم:
لازم است غير خطوط قرآن يعنى كاغذ و جلد و ديگر اشياء را مورد معامله و معاوضه قرار داد.
سپس مىفرمايند:
و در پارهاى از اخبار اين مضمون آمده: در جائى كه شخص خود در امر كتابت قرآن مباشرت ندارد اولى و سزاوار اينستكه از ديگرى بخواهد قرآن را برايش بنويسد بدون اينكه در مقابل اين كتابت شرطى نمايد و سپس بعد از نوشتن مبلغى باو دهد كه راضى گردد چنانچه در روايت عبد الرّحمن بن ابى عبد اللّه، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام چنين نقل شده:
امّ عبد اللّه بن حارث قصد نمود قرآنى نوشته شود پس از پول خود اوراقى خريد و سپس مردى را باين منظور دعوت نمود و از وى خواست قرآن برايش بنويسد بدون اينكه با وى شرطى نمايد و سپس بعد از آنكه آنمرد قرآن را نوشت و كتابتش فارغ شد مبلغ ٥٠ دينار بوى داد و سپس در حديث آمده:
قرآنها مورد بيع و شراء واقع نشدهاند مگر در اين ازمنه اخير.