از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨ - ترجمه مختصرى از احوالات جناب حضرت مسلم بن عقيل سلام الله عليه
دوستش دارم .
و فرزندش در محبّت فرزند تو كشته خواهد شد و چشمان اهل ايمان برايش مىگريند و فرشتگان مقرّب براو درود مىفرستند .
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنان گريست كه اشگهاى مباركشان برسينهاشان جارى گرديد و پس از آن فرمود : از آنچه به عترت و ذرّيه من مىرسد به خدا شكايت خواهم نمود .
بهرصورت مادر جناب حضرت مسلم از قبيله نبطيّه و امّ ولد بود و از كلام اهل تاريخ چنين برمىآيد كه آن جناب در وقت شهادت تقريبا بيست و هشت ساله بود .
همسرش عليا مخدّره رقيّه دختر حضرت امير المؤمنين عليه الصلوة و السّلام است كه مادرش از قبيله بنى تغلب مىباشد و جناب مسلم از اين خاتون دو پسر به نامهاى على بن مسلم و عبد اللّه بن مسلم و يك دختر به نام عاتكه داشت و در برخى تواريخ نام دو پسر را عبد اللّه و محمّد ثبت كردهاند و همان طورى كه قبلا گفتيم هردو پسر در سرزمين كربلاء در روز عاشوراء شهيد شده و عاتكه نيز كه هفت ساله بود پس از شهادت سيّد الشهداء در اثر هجوم وحشيانه سپاهيان عمر بن سعد ملعون زير دست و پاى مهاجمين پامال گرديد و مورّخين دو فرزند ذكور ديگر براى آن جناب نام بردهاند به نامهاى محمّد و ابراهيم كه از اسم مادر ايشان اطّلاعى در دست نيست و اين دو طفل پس از واقعه عاشوراء در پشت كوفه بدست حارث شهيد شدند .
ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه مىگويد :
معاوية بن ابى سفيان روزى به عقيل بن ابيطالب گفت اگر ترا حاجتى باشد بگو؟
عقيل گفت : كنيزكى را به چهل هزار در هم مىفروشند و اين مبلغ را ندارم اگر