از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٣ - شهادت ابو عمرو النهشلى
شهادت ابو عمرو النّهشلى (٤٥)
پس از شهادت يزيد بن شعشاء ابو عمرو نهشلى اراده مبارزه نمود، وى مردى متهجّد و كثير الصّلوة و شبزندهدار بود، به يارانش گفت : اكنون عبادتى خوشتر از نصرت امام حسين عليه السّلام نيست لذا خود را خدمت امام عليه السّلام رساند اجازه گرفت و سپس براسبى سوار و تيغى در دست گرفت و اين رجز را خواند :
|
انا ابو عمرو لحى نهشلى |
دينى على دين حسين و على |
|
|
اضربكم ضربا شديد العمل |
اطعنكم بالرّمح لعن البطل |
بعد از آنكه رجزش تمام شد برآن كفّار حمله نمود .
از ابن نما روايت شده كه غلام بنى كاهل بنام حمران نقل كرده و گفت : من در صحنه كارزار حاضر بودم و در ميان معركه جنگ مبارزى نامدار و دليرى نامور ديدم جنگى صعب و رزمى سخت مىنمايد، برهرفوجى كه حمله مىكند آنها را همچون بنات النّعش متفرق مىسازد با تيغ به هركس مىزند او را به خاك هلاكت مىاندازد و با نيزه آتشفشان دود از دل آن قوم بدنشان برمىآورد و پيوسته گروهى را مىكشت و سپس خدمت امام عليه السّلام مىآمد و از آن حضرت استمداد مىجست و ديده خود را به نور جمالش روشن مىكرد و قوّتى پيدا مىكرد سپس دوباره به آن گروه نااصل حمله مىبرد و اين بيت را مىخواند
|
ابشر هديت الرّشد تلقى احمدا |
فى جنّة الفردوس تعلى صعدا |
حمران غلام مىگويد : پرسيدم اين شجاع يگانه و اين دلير فرزانه كيست؟
گفتند : جانثنار حضرت حسين بن على، ابو عمرو نهشلى است .
بارى در اثناء محاربه نامردى كه از قبيله او بود بنام عامر نهشلى از كمين جست و ضربت كارى برآن شير شكارى نواخت كه از پاى درآمد، بلافاصله عامر سر آن دلير را بريد .
مؤلف گويد :