از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٢ - شهادت يزيد بن شعشاء
و سپس به آن قوم كفّار حمله كرد و كارزار سختى با آنها كرد و به روايت ابو مخنف شصت نفر از آنها را به جهنم فرستاد تا بالاخره شهيد گرديد .
شهادت داود بن مالك (٤٣)
به نوشته مرحوم ابن شهرآشوب در مناقب پس از على بن مظاهر داود بن مالك محضر امام عليه السّلام آمد و اذن خواست حضرت اذنش دادند، وى در حالى كه زره داودى به تن و شمشير هندى بركمر بسته بود روى به ميدان نهاد و اين رجز را خواند :
|
اليكم من بطل ضرغام |
ضرب فتى يحمى عن الامام |
|
|
يرجو ثواب الملك العلّام |
سبحانه مقدر الاعوام |
و سپس برآن قوم كافر حمله برد و جنگ نمايانى نمود و پس از مجادله بسيار عطش مفرط براو غالب شد و وى را بحالت غش انداخت و از پاى درآمد اشرار وقت را غنيمت شمرده اطرافش را گرفتند با تير و سنان و شمشير شهيدش كردند
شهادت يزيد بن شعشاء (٤٤)
پس از شهادت جمعى از اصحاب يزيد بن شعشاء از امام عليه السّلام رخصت گرفت و سپس رو به ميدان كارزار آورد و از رجز را خواند :
|
انا يزيد و ابى مهاجر |
كأنّنى ليث بغير حاذر |
|
|
يا ربّ انّى للحسين ناصر |
و لابن سعد تارك و هاجر |
بعد از اين رجز تير از تركش درآورد و هركه را كه علامت خباثت بيشتر داشت نشانه تير نمود، هشت تير انداخت و پنج نفر را كشت و سه، چهار نفر را هم زخمى نمود .
امام عليه السّلام برتيراندازيش او را تحسين و آفرين نموده و فرمودند : اللّهم سدّد رميته و اجعل ثوابه الجنّة
و پس از دلاوريها و رشادتها كه از خود نشان داد شهيدش كردند .