از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٦ - رسيدن اردوى كيوان شكوه به زمين پربلاء يعنى كربلاء و وقايع و حوادث در آن تا شب عاشوراء
اىّ موضع هذه اين زمين چه زمينى است؟
عرض كردند : غاضريّه است .
حضرت فرمودند : شايد نام ديگر هم داشته باشد .
عرض كردند : بلى شاطىء الفرات هم مىنامند .
فرمودند : اسم ديگر هم دارد؟
عرض كردند : بلى به آن كربلاء هم مىگويند .
حضرت فرمودند : آسوده شدم فتنفّس الصّعداء و بكى بكاء شديدا و قال :
و اللّه ارض كرب و بلاء و اللّه هيهنا يقتل الرجال، هيهنا و اللّه ترمّل النّسوان، هيهنا و اللّه تذبح الاطفال و هيهنا و اللّه تهتك الحريم فانزلوا بنايا كرام فهيهنا محلّ قبورنا .
پس آه سردى از دل پردرد كشيد و گريه شديد نمود و فرمود :
بخدا قسم زمين كرب و بلاء همين است، بخدا اينجا مردان ما را مىكشند، بخدا قسم اينجا زنان ما بيوه مىشوند، بخدا قسم اينجا كودكان ما را سر مىبرند، بخدا قسم اينجا پرده حرمت ما دريده مىشود، پس اى جوانمردان فرود آئيد، اينجاست محل گورهاى ما ....
شعر
|
بار بگشائيد اينجا خون ما خواهند ريخت |
آبروى ما به خاك كربلاء خواهند ريخت |
|
|
بار بگشائيد آتش برخيام اينجا زنند |
گرد بررخسار آل مصطفى خواهند ريخت |
|
|
بار بگشائيد اينجا كوفيان بىحياء |
خون نور ديده شير خدا خواهند ريخت |
سپس حضرت از مركب پياده شدند و به محض اينكه قدم مبارك امام عليه السّلام به