از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣٠ - سخنان حضرت امام زين العابدين عليه السلام در بارگاه رجس نجس يزيد پليد
|
كليم را چه ضرر گر حشر كند فرعون |
مسيح را چه خطر گر سيه شود دجال |
يزيد گفت حالا كه شكر مىكنم خداى را كه پدرت كشته و شر او را از سر من رفع كرد .
امام عليه السّلام فرمود : مردم تو او را كشتند .
يزيد گفت : خدا كشت .
حضرت فرمود : خداوند لعنت كند كسى را كه پدرم را كشت، آيا من خدا را لعنت مىكنم ! ؟
مرحوم مفيد در ارشاد مىنويسد : يزيد گفت :
يا على پدرت حسين عليه السّلام با من بد كرد قطع رحم و خويشى نمود و حق مرا مىخواست ضايع كند در سلطنت با من منازعه كرد خدا هم آنچه بايد درباره او بكند كرد .
حضرت زين العابدين عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمود ما اصاب من مصيبته فى الارض و لا فى انفسكم الّا فى كتاب من قبل ان نبراها انّ ذلك على اللّه يسير
يزيد پليد رو كرد به پسرش خالد و گفت جواب وى را بده آن كافر بچه نتوانست چه جواب بگويد پس يزيد پليد خود اين آيه را در جواب خواند و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفوا عن كثير فى البحار
امام عليه السّلام فرمود : آنچه گفته جوابش را شنيدى اكنون اذن مىدهى كه من سخنى دارم بگويم؟
يزيد پليد گفت : قل و لا تقل هجرا يعنى بگو امّا هذيان مگو .
حضرت فرمود : سخنم اينست كه ما ظنّك برسول اللّه لورآنى فى الغلّ .
و در روايت ديگر بجاى « فى الغلّ » بهذه الصّفة وارد شده يعنى :
چه گمان مىبرى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اگر مرا با اين حالت و با اين ضعف در زير