از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٤ - عبور دادن اهل بيت از كنار قتلگاه
|
كى مونس شكستهدلان حال ما ببين |
ما را غريب و بىكس و بىآشنا ببين |
|
|
اولاد خويش را كه شفيعان محشرند |
در ورطه عقوبت اهل جفا ببين |
|
|
تنهاى كشتهگان همه در خاك و خون نگر |
سرهاى سروران همه برنيزهها ببين |
|
|
آن تن كه بود پرورشش در كنار تو |
غلطان به خاك معركه كربلا ببين |
و نيز سكينه خاتون جسد پاره پاره پدر را در بركشيد و چنان ناله و زارى مىكرد كه از حدّ توصيف خارج است
اشعار مرحوم جودى در بيان زبانحال سكينه خاتون با جسد مطهّر امام عليه السّلام
|
بابا بنگر سوز دل و چشم پرآبم |
از كوى تو عازم به سوى شام خرابم |
|
|
نگذشته زمانى كه ز قتل تو ببستند |
اين قوم جفاپيشه به زنجير و طنابم |
|
|
اين يك زندم كعب نى آن سيلى بيداد |
فرياد كه هرلحظه ز قومى به عذابم |
|
|
بابا ز تو هرلحظه مراد بود سؤالى |
از چيست كه اكنون ندهى هيچ جوابم |
|
|
بردار سر از خاك كه اين قوم جفاجو |
بردند ز سر معجر و از چهره نقابم |