از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٣ - عبور دادن اهل بيت از كنار قتلگاه
خونجگرشدگان را اينطور توصيف نموده :
اشعار مرحوم محتشم در بيان زبانحال عليا مخدّره حضرت زينب خاتون سلام اللّه عليها هنگام عبور از قتلگاه
|
بر حربگاه چون ره آن كاروان فتاد |
شور نشور واهمه را در كمان فتاد |
|
|
هرچند برتن شهداء چشم كار كرد |
برزخمهاى كارى تير و سنان فتاد |
|
|
ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان |
برپيكر شريف امام زمان فتاد |
|
|
بىاختيار نعره هذا حسين از او |
سرزد چنانكه آتش او در جهان فتاد |
|
|
پس با زبان پرگله آن بضعه رسول |
رو در مدينه كرد كه يا ايّها الرّسول |
|
|
اين كشته فتاده بهامون حسين توست |
وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست |
|
|
اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست |
زخم از ستاره برتنش افزون حسين توست |
|
|
اين خشگ لب فتاده ممنوع از فرات |
كز خون او زمين شده جيحون حسين توست |
|
|
اين شاه كمسپاه كه با خيل اشگ و آه |
خرگاه از اين جهان زده بيرون حسين توست |
|
|
پس روى در بقيع به زهرا خطاب كرد |
مرغ هوا و ماهى دريا كباب كرد |