از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨٤ - عبور دادن اهل بيت از كنار قتلگاه
جامههايشان را از بدن بيرون آوردهاند، بدون اينكه كفن شده يا دفن گرديده باشند، احدى بالاى سرشان نبوده و بشرى نزديكشان نمىشود گويا ايشان از خاندان ديلم و خزر مىباشند؟ !!
عمّهام فرمود :
آنچه مىبينى تو را به جزع نياورد، به خدا سوگند اين عهد و پيمانى بوده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با جدّ ( امير المؤمنين عليه السّلام ) و پدر ( سيّد الشهداء عليه السّلام ) و عمويت ( حضرت مجتبى عليه السّلام ) نموده و خداوند متعال نيز از گروهى از اين امّت كه در عداد ستمكاران و سركشان نمىباشند پيمان گرفته است ايشان در بين اهل آسمانها معروف و مشهورند كه اين اعضاء قلم شده را جمع كرده و دفن نموده و اين ابدان و اجسام خونآلود را به خاك سپرده و در اين سرزمين براى قبر پدرت سيّد الشهداء نشانهاى نصب كرده كه اثرش هيچگاه كهنه و مندرس نشده و گذشت شب و روز آن را محو نمىكند، و بسيارى از رهبران كفر و الحاد و ابناء ضلالت و گمراهى سعى در نابود كردن آن مىنمايند ولى به جاى اينكه رسم و نشانه آن از بين رود ظاهرتر و آشكارتر مىگردد .
من پرسيدم : اين چه عهد و ميثاقى بوده و اين چه حديث و خبرى مىباشد؟
پس عمّهام فرمود :
بلى، امّ ايمن برايم نقل نمود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى از روزها به منزل حضرت فاطمه عليها السّلام نزول اجلال فرمود و حضرت فاطمه عليها السّلام براى آن جناب حريره درست كردند و حضرت على عليه السّلام طبقى نزد حضرت آوردند كه در آن خرما بود، سپس امّ ايمن گفت :
من نيز قدحى كه در آن شير و سرشير بود را خدمتشان آوردم، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين و فاطمه و حسنين عليهم السّلام از آن حريره ميل كرده و سپس همگى آن شير را آشاميدند و پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و به دنبال آن