از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٤ - واقعه روز هفتم محرم و بستن آب را عمر سعد ملعون براردوى كيوان شكوه
پرداخت، پيادگان مشگها را پر آب كرده و از شريعه خارج شدند عمرو بن حجّاج با آن سپاه كفر اثر حمله كردند حضرت عباس سلام اللّه عليه از طرفى و نافع بن هلال دلير از جانب ديگر آنها را دفع كردند در آن گيرودار نافع به يكى از مهاجمين زد و او را زخمدار نمود و چون آن مخذول زخم را اهميت نداد و مراقبت نكرد رفته رفته زخم وسيع شد و در اثر رفتن خون بسيار از آن مردود به دار البوار شتافت و اصحاب امام همگى به سلامت مراجعت كردند و پيادگان نيز با مشگهاى آب به اردو بازگشتند .
در مقتل ابو مخنف آمده :
فقاتلهم العبّاس و اصحابه، فقاتلوهم قتالا شديدا، فقتل منهم رجالا كثيرا .
جناب عباس سلام اللّه عليه و ياران باوفايش با آن گروه كفرآئين پيكار سختى كرده و مردان بسيارى از آنها را به جهنم فرستادند
شعر
|
هلال و دليران چو آشفته شير |
گشودند بازو بشمشير و تير |
|
|
گشاده شد آن دهنه آب خورد |
شه شيردل نام ياران شمرد |
محمد بن ابيطالب مىگويد :
فكان قوم يقاتلون و قوم يملئون حتّى ملئوها سپاه امام عليه السّلام در آنجا به دو گروه تقسيم شدند :
١- گروهى مقاتله و جنگ مىكردند
٢- دستهاى ديگر مشگها را پر از آب مىكردند .
شعر
|
دو نيمه شد آن لشگر تيز جنگ |
يكى گشت سقا يكى مرد جنگ |