از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٥ - مقاله صاحب كتاب عمدة الطالب
|
يكى مشگ پر كرد بردوش ماند |
يكى خون ز حلقوم چون مشگ راند |
|
|
شب تيره و تشنه و رود آب |
بخوردن گرفتند ياران شتاب |
|
|
گروهى به نوش و گروهى به جنگ |
گروه ديگر مشگها كرده تنگ |
|
|
چنان گرم كردند بازار را |
كه از كف ندادند هنجار را |
|
|
برون آمدند از ميان سپاه |
سرى جنگجو و دلى رزمخواه |
|
|
از آن پاسداران آب فرات |
به پاى پياده بسى گشت مات |
|
|
همان كشته آمد به تيغ سوار |
از آن نابكاران بسى كينهوار |
و لم يقتل من اصحاب الحسين عليه السّلام احد و از اصحاب حضرت امام حسين عليه السّلام هيچكدام كشته نشدند
ثمّ رجع القوم الى معسكرهم سپس اصحاب به اردوگاه بازگشتند .
فشرب الحسين و من كان معه پس امام حسين عليه السّلام و تمام كسانى كه با آنحضرت بودند از اصحاب و بانوان و اطفال جملگى از آن آب نوشيدند .
و لذلك سمّى العبّاس السّقاء و بخاطر همين رشادت و آوردن آب به خيام بود كه به حضرت ابو الفضل عليه السّلام لقب سقاء داده شد .
مقاله صاحب كتاب عمدة الطّالب
صاحب كتاب عمدة الطّالب مىنويسد : وجه تسميه ابو الفضل عباس سلام اللّه