از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٣ - كسانى كه حضرت امام حسين عليه السلام را از خروج مكه و رفتن به كوفه منع كردهاند
كوفه آمده بودند به نامهاى : محمد واقدى و زرارة بن صالح سه روز قبل از حركت آن حضرت به آستانبوسى آمده و از ضعف همّت و نامردى اهل كوفه بياناتى كردند كه اى قبله عالم و پناه جمله بنى آدم كوفه رفتن صلاح نيست حضرت چون سخنان ايشان را استماع فرمود اشاره به آسمان كرد درهاى آن باز شد لشگر فرشتگان صف در صف به زمين آمدند آنقدر كه تمام عالم پر شد و عدد آنها را به جز خدا كسى ندانست همه چاكرانه در حضور امام ايستاده و منتظر فرمان و مترصد اشاره امام عالميان بودند
شعر
|
جملگى گفتند اينك چاكريم |
بهر فرمان بردن شه حاضريم |
آن دو تن چون اين كرامت را از آن جناب ديده و فرشتگان را با آن نحو مشاهده كردند هوش از سرشان پريد و محو قدرت آن حضرت شدند، پس خامس آل عبا فرمودند :
لو لا تقارب الاشياء و هبوط الاجر لقاتلتهم بهؤلاء يعنى اگر اجل ما را مهلت و فرصت مىداد هرآينه با اين افواج ملك با دشمنان خود قتال مىكردم و به هيچ مرد و نامردى از اهل كوفه احتياج نداشتم ولى چون بدان صوب توجه مىنمايم مىدانم اجلم رسيده لهذا با پاى خود به قبرستان خود مىروم و لكن اعلم علما انّ هناك مصرعى و مصرع اصحابى لا ينجو منهم الّا ولدى على عليه السّلام يعنى از آن علم الهى كه من دارم مىدانم محل خوابگاه و افتادن من و اصحاب من آنجاست همه ما در آن سرزمين به خاك رفته و از ما كسى نجات نمىيابد مگر يك پسر من به نام على كه او است بعد از من امام و پيشواى خلائق .
١٠- عمرو بن سعيد
از جمله كسانى كه امام عليه السّلام را از رفتن به كوفه بازداشت عمرو بن سعيد والى مدينه بود .