إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٧ - نقد و بررسى كلام شيخ اعظم
قضيّه إن جاءك زيد «فاكرمه»و امثال آن- شخصى و جزئى هست [١] امّا اينكه مولا مقصودش را به صورت قضيّه شرطيّه بيان كرده [٢] نكتهاش اين است كه درصدد بيان مسأله علّيّت و مسئله مفهوم بوده و مىخواسته بيان كند كه مجىء زيد، نسبت به وجوب اكرام علّيّت دارد به نحوى كه اگر مجىء منتفى شود وجوب اكرام هم بهطور كلّى منتفى مىشود.
تذكّر: اينك به توضيح عبارت قبل [٣]- بيان مصنّف در پاسخ از اشكال- مىپردازيم:
همانطور كه در بحث الفاظ گفتيم، «وضع» و «موضوع له» حروف، عام [٤] است- و قول مشهور از اصوليين را نپذيرفتيم- در مورد هيئت هم كه حكم حروف را دارد، مىگوئيم: وضع، موضوع له و مستعمل فيه آن عام است و به نظر ما هيچ فرقى ندارد كه مولا حكم را به صورت إن جاءك زيد «فاكرمه» بيان كند يا اينكه به صورت إن جاءك زيد «يجب» اكرامه. زيرا مجعول مولا در هر دو قضيّه، مطلق و كلّى وجوب است. در باب حروف هم گفتيم: بين كلمه «من» و لفظ «الابتداء»كه اسم است- هيچ تفاوتى نيست يعنى: كلمه «الابتداء» براى يك معناى كلّى وضع شده و در همان معناى كلى استعمال مىشود و كلمه «من» هم به همان نحو است و در مراحل وضع، موضوع له و مستعمل فيه فرقى بين آنها نيست البتّه موارد استعمال آنها متفاوت است يعنى: واضع گفته است در مواردى كه عنوان «ابتدا» به صورت استقلال، مورد نياز استعمالى شما هست كلمه
[١]از جهت اينكه معناى هيئت امر هم مانند «حروف»، جزئى و حكم مستفاد از هيئت، شخصى هست نه كلى.
[٢]درحالىكه مىتوانست از طرق ديگر، مقصود خود را بيان كند.
[٣]يعنى «لكنك غفلت عن ان المعلق على الشرط انها هو نفس الوجوب ...».
[٤]مانند اسما كه وضع، موضوع له و مستعمل فيه آنها عام است.