إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٧ - مفرد معرف به لام
التّقييد. مع أنّ التّأويل و التّصرّف في القضايا المتداولة في العرف غير خال عن التّعسّف، هذا. مضافا الى أنّ الوضع لمّا لا حاجة اليه، بل لا بد من التّجريد [التّجرّد] عنه و إلغائه في الاستعمالات المتعارفة المشتملة على حمل المعرّف باللام أو الحمل عليه كان لغوا، كما أشرنا اليه(١).
(١)- مصنّف رحمه اللّه سه اشكال بر كلام مشهور دارند:
١در لام تعريف جنس اگر عنوان «معرفه» مطرح باشد بايد در معناى «لام»، اشاره و توجّه ذهنى مدخليّت داشته باشد يعنى: كلمه «رجل» بر ذات ماهيّت و لام بر تعريف ذهنى آن دلالت نمايد و معناى «الرّجل» ماهيّت متميّزه در ذهن باشد كه نتيجه فرض مذكور، اين است: قضيّه حمليّه «زيد الرّجل» يا «الرّجل زيد» صحيح نباشد زيرا «زيد» تعيّن خارجى و «الرّجل» تعيّن ذهنى دارد و وجود خارجى با ذهنى، متباين است و با فرض تباين، معقول نيست بين زيد و «الرّجل» اتّحاد و «هو هويّت» كه ملاك قضيّه حمليّه است، تحقّق پيدا كند درحالىكه قضاياى حمليّه به نحو مذكور، شايع و فراوان است.
٢ [١]- آيا مىتوان در قضاياى حمليّه و استعمالات عرفيّه، پيوسته، قائل به تجريد شد و گفت: مثلا كلمه «الرّجل» در معناى واقعى استعمال نشده يعنى: تعرّف و اشاره ذهنى از موضوع له آن، القا شده [٢]؟
خير! القاء قيد و تصرّف در قضاياى حمليّه متعارفه، خالى از تعسّف نيست.
٣انگيزه واضع حكيم چيست كه «لام» را براى تعريفى وضع نمايد كه نيازى به آن نيست بلكه لازم است در استعمالات متعارف- مانند زيد الرّجل- آن را حذف و القا نمود
[١]اشكال دوم در حقيقت، دنباله و مكمل ايراد اول است- نگارنده.
[٢]اگر خصوصيت ذهنيه القا شده، لزومى ندارد بگوئيد «زيد الرجل» بلكه بگوئيد: زيد رجل.