إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٥ - نقد و بررسى كلام فخر المحققين رحمه الله
ثانيه بر تأكّد وجوب دلالت مىكند [١].
نقد و بررسى كلام فخر المحقّقين رحمه اللّه
از بعضى [٢] حكايت شده كه بحث تداخل و عدم تداخل را بر مسأله ديگرى مبتنى كردهاند.
توضيح ذلك: اگر شروط و اسباب شرعيّه- مانند نوم و بول- عنوان «مؤثريت» و علّيّت براى ثبوت جزا داشته باشند، بايد قائل به عدم تداخل شد چون هر مؤثّر، يك اثر و معلول مستقلّى لازم دارد امّا چنانچه شروط و اسباب شرعيّه، عنوان «معرّفيّت» و اماريّت داشته باشند بايد قائل به تداخل شد زيرا ممكن است چند شىء، علامت و معرّف يك شىء باشند مانند پرچمى كه علامت وجود يك مجلس يا يك جمعيّت يا يك كشور است.
خلاصه: اگر اسباب شرعيّه، «مؤثّرات» باشند، قائل به عدم تداخل و اگر «معرّفات» باشند، قائل به تداخل مىشويم.
مصنّف رحمه اللّه: «اوّلا» صرف معرّفيّت و مؤثريت- به تنهائى- كفايت نمىكند [٣] زيرا سؤال ما از كسى كه مىگويد اسباب شرعيّه، مؤثرات مىباشد، اين است كه: آيا سبب در «حدوث» جزا مؤثر است يا در ثبوت آن؟
اگر در حدوث، مؤثر باشد، با قول به عدم تداخل سازش دارد و چنانچه در ثبوت، مؤثر باشد، با قول به تداخل، سازگار است.
[١]اما قضيه شرطيه اول، اصل وجوب را احداث مىكند.
[٢]از جمله: فخر المحققين.
[٣]بايد يكى از طرق سهگانه قبل انتخاب شود.