إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٣٨ - مفرد معرف به لام
فالظاهر أنّ اللام مطلقا تكون للتّزيين كما في الحسن و الحسين عليهما السّلام و استفادة الخصوصيّات انّما تكون بالقرائن التي لا بدّ منها لتعيّنها [لتعيينها] على كلّ حال و لو قيل بافادة اللام للاشارة الى المعنى، و مع الدلالة عليه بتلك الخصوصيّات لا حاجة الى تلك الاشارة لو لم تكن مخلّة، و قد عرفت اخلالها، فتأمّل جيّدا(١).
تا قضيّه حمليّه تحقّق پيدا كند، اين مسئله با مقام حكمت واضع تناسبى ندارد و اگر چنان باشد او مردم را در زحمت و مضيقه قرار داده نه سهولت- وضع واضع براى تسهيل است نه تضييق.
(١)مصنّف رحمه اللّه بعد از آنكه كلام مشهور را نپذيرفتند، مىفرمايند: ظاهر، اين است كه لام در تمام موارد [١] براى تزيين است- همانطور كه بر اعلام شخصيّه، داخل مىشود مانند الحسن و الحسين- و استفاده خصوصيّات- جنسيّت، شمول و عهديّت- به واسطه قرائن خاصّه مىباشد [٢].
مصنّف به نكتهاى اشاره كردهاند كه: فرض كنيد «لام» براى اشاره وضع شده باشد امّا چون لام گاهى براى جنس، استغراق يا عهد است لذا بايد قرائن معيّنه باشد تا تعيين كند مثلا لام در فلان مورد براى استغراق است نه تعريف جنس و در فلان مورد براى تعريف جنس است نه استغراق لذا چون بههرحال، آن قرائن، لازم است، بگوئيد: الف و لام، هيچگونه نقشى ندارد [٣] و فقط براى زينت است و همان قرائن بر خصوصيّات دلالت مىنمايد نتيجتا وقتى قرائن، دالّ بر خصوصيّات است [٤]، نيازى نيست، بگوئيم در معناى «لام»، تعريف و اشاره اخذ شده- لا حاجة الى تلك الاشارة لو لم تكن مخلّة و قد
[١]خواه براى جنس، استغراق يا عهد باشد.
[٢]حتى اگر لام براى اشاره وضع شده باشد.
[٣]تا اشكالات سهگانه برآن وارد نشود.
[٤]و وجودش بههرحال، لازم است.