إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٨
و هذا [١] هو الحال في المحلّى باللام جمعا كان أو مفردا- بناء على افادته للعموم- و لذا لا ينافيه تقييد المدخول بالوصف و غيره، و اطلاق التّخصيص على تقييده ليس الا من قبيل «ضيّق فم الرّكيّة» لكن دلالته على العموم وضعا محلّ منع، بل انّما يفيده فيما اذا اقتضته الحكمة أو قرينة أخرى، و ذلك لعدم اقتضائه وضع اللام، و لا مدخوله، و لا وضع آخر للمركّب منهما، كما لا يخفى. و ربما يأتي في المطلق و المقيّد بعض الكلام مما يناسب المقام(١).
طبيعت مقيّده، بعيد نيست كسى استظهار نمايد كه اگر قرينهاى بر تقييد قائم نشده باشد، ظهور در استيعاب تمام افراد دارد و ...
(١) اشكال مذكور نه تنها مربوط به «نكره در سياق نهى يا نفى» و لفظ «كل» هست بلكه در كلمه محلّى به الف و لام [٢]، بنا بر اينكه دالّ بر عموم باشد، جارى هست مثلا اگر مولائى بگويد «اكرم العلماء» يا «اكرم العالم» اين مسئله مطرح مىشود كه: ممكن است مقصود از كلمه «علما»، علماى عدول باشد و منظور از «عالم»، عالمى باشد كه مقيّد به عدالت است و شما از چه طريقى «عموم» را نسبت به «كلّ فرد» از افراد علما ثابت مىكنيد لذا ابتدا بايد اثبات نمائيد كه متعلّق اكرام، «عالم» بدون قيد و شرط است و اثبات اين مسئله، نياز به اطلاق دارد [٣]، چنانچه اطلاق و مقدّمات حكمت، جارى باشد، مىتوان گفت «اكرم العلماء» يا «اكرم العالم» شامل تمام علما مىشود و مقصود، اكرام «طبيعة العالم» هست بدون اينكه مقيّد به عدالت باشد.
[١]اى: و كون العموم بحسب ما يراد من المدخول هو الحال فى المحلى باللام جمعا كان او مفردا بناء على افادتهما العموم. ر. ك: عناية الاصول ١/ ٢٤٩.
[٢]خواه مفرد باشد يا جمع.
[٣]بايد ببينيم مقصود از مدخول «لام» چيست آنوقت، عموم را نسبت به همان افراد درنظر بگيريم.