إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢٣ - ثمره بين نسخ و تخصيص
ثمّ لا يخفى ثبوت الثّمرة بين التّخصيص و النّسخ، ضرورة أنّه على التّخصيص يبنى على خروج الخاصّ عن حكم العامّ رأسا، و على النّسخ على ارتفاع حكمه عنه من حينه فيما دار الامر بينهما في المخصص.
و اما اذا دار بينهما في الخاصّ و العامّ، فالخاصّ على التّخصيص غير محكوم بحكم العام أصلا، و على النّسخ كان محكوما به من حين صدور دليله، كما لا يخفى(١).
جواب: «لكمال شباهة ابدائه تعالى كذلك بالبداء فى غيره».
تذكّر: اسناد كلمه «بدا» به خداوند متعال با اسناد آن به افراد، متفاوت است.
گاهى انسان مىگويد: ابتدا، مصمّم بودم، فلان كار را انجام دهم سپس برايم مشخّص شد [١] كه آن كار، صلاح نيست لذا از انجام آن منصرف شدم، يعنى ابتدا مسئله براى من مخفى بود امّا بعدا برايم ظاهر شد.
وقتى كلمه «بدا» را در مورد ذات حضرت حق استعمال مىنمائيم، نبايد از آن به ظهور و خفا تعبير و ترجمه نمود بلكه بايد به «اخفا» و «اظهار» ترجمه و تعبير نمود- «فبدا له» اى: «فاظهره»يعنى: خداوند متعال، مطلبى را كه بنا بر مصلحتى از ما مخفى كرده بود به واسطه دليل ناسخ- يا جريان بعد- اظهار نمود پس در «ما نحن فيه» اخفا و اظهار، مطرح است نه ظهور و خفا [٢].
ثمره بين نسخ و تخصيص
(١)- اخيرا- در بحث تعارض عامّ و خاص- مواردى را بيان كرديم كه امر، دائر بين تخصيص و نسخ بود، اكنون بايد ملاحظه نمود كه چه ثمرهاى بين نسخ و تخصيص، مطرح است.
[١]«بدا لى»
[٢]ظهور و خفا به ما مربوط است و اظهار و اخفا به خداوند متعال.