إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٧ - نقد و بررسى كلام شيخ اعظم
الخروج و تركه و ترك الخروج بترك الدّخول رأسا ليس في الحقيقة الا ترك الدّخول، فمن لم يشرب الخمر لعدم وقوعه في المهلكة التي يعالجها به مثلا لم يصدق عليه الا أنه لم يقع في المهلكة، لا أنه ما شرب الخمر فيها الا على نحو السّالبة المنتفية بانتفاء الموضوع، كما لا يخفى.
و بالجملة: لا يكون الخروج بملاحظة كونه مصداقا للتّخلّص عن الحرام أو سببا له الا مطلوبا، و يستحيل أن يتّصف بغير المحبوبيّة، و يحكم عليه بغير المطلوبيّة(١).
نقد و بررسى كلام شيخ اعظم
(١)- تذكّر: شيخ اعظم رحمه اللّه بنا بر آنچه كه در تقريرات درس اصولشان ذكر شده- برخلاف مصنّف رحمه اللّه- فرمودهاند: «خروج» از دار غصبى نه تنها منهى عنه نيست بلكه فقط مأمور به و عنوان حسن برآن منطبق است كه مصنّف، دليل ايشان را به صورت اشكال- ان قلت- بيان نمودهاند:
اشكال: قبل از اينكه انسان، وارد خانه غصبى شود از نظر اينكه «دخول» در ملك غير، يك امر اختيارى و مشتمل بر مفسده كامله مىباشد، مسلّما «حرام» است، «بقاء» در آنجا هم چون تصرّف در ملك غير و مشتمل بر مفسده هست بدون ترديد «حرام» مىباشد.
سؤال: قبل از ورود مكلّف به خانه غصبى «خروج» از دار غصبى چه حكمى دارد و چه عنوانى برآن منطبق است كه آن را محكوم به حرمت كند؟
جواب: «خروج» مقدّمه تخلّص از حرام و بلكه بالاتر، اصلا مصداق تخلّص از حرام است و چيزى كه موجب تخلّص از حرام است، مفسده و ملاك نهى در آن وجود ندارد بلكه محبوب و مورد علاقه شارع مقدّس مىباشد.