إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٦ - پاسخ اجمالى
المكروهة الّتي لا بدل لها، فلا يبقى له مجال للاستدلال بوقوع الاجتماع فيها على جوازه أصلا، كما لا يخفى(١).
(١)- دوّمين پاسخ اجمالى: نزاع ما با شما- مجوّزين- در موردى است كه مادّه اجتماع، داراى دو عنوان باشد يعنى: بايد آن واحد مركز اجتماع، دو عنوان و دو مفهوم داشته باشد يك مفهوم، متعلّق امر و مفهوم ديگر، متعلّق نهى باشد مانند نماز در دار غصبى. امّا اگر در موردى برآن واحد مورد اجتماع، دو عنوان صدق ننمايد بلكه يك عنوان هم مأمور به و هم منهى عنه باشد، بحث و نزاعى در آنجا نداريم و شما هم با ما موافق هستيد و مىگوئيد در موردى كه تنها يك عنوان باشد، امر و نهى اجتماع نمىكند بنابراين، مسأله مورد نزاع، جائى است كه تعدّد عنوان مطرح باشد و الّا با عدم تعدّد عنوان، همه امتناعى هستند و اجتماعى شدن مفهومى ندارد، لذا باتوجّه به نكته مذكور به شما- مجوّزين- چنين پاسخ مىدهيم:
إيضاح الكفاية ؛ ج٣ ؛ ص٧٦
اردى را كه عليه ما ارائه نموديد از مواردى نيست كه دو عنوان مطرح باشد بلكه يك عنوان داريم كه به آن، دو حكم متعلّق شده لذا همانطور كه ما بايد درصدد چاره باشيم شما هم بايد در فكر چاره و راه حل برآئيد زيرا در موارد مذكور ما و شما- هر دو- قبول داريم كه اجتماع امر و نهى، مستحيل است. بهعنوان مثال اگر صلات، مأمور به و «كون فى الحمّام» مكروه بود شما مىتوانستيد بگوئيد آن دو عنوان- صلات و كون فى الحمّام- در ضمن نماز در حمّام، محقّق شده و مانند صلات در دار غصبى هست لكن حقيقت امر، چنان نيست زيرا «كون فى الحمّام» كراهت و منقصت ندارد بلكه نفس صلات در حمّام بهعنوان صلاتى كراهت و منقصت دارد نه بهعنوان «كون فى الحمّام» كه بگوئيم دو عنوان مطرح است و با يكديگر تصادق نمودهاند پس امر وجوبى يا استحبابى بهعنوان صلات و نهى كراهتى هم به همان صلات متعلّق است منتها با قيد «كون فى الحمّام» پس هر دو عنوان، صلات هست منتها احدهما مطلق و ديگرى مقيّد است و مطلق هم در ضمن مقيّد تحقّق دارد و چنين نيست كه بين مطلق و مقيّد، تعاند و تنافى باشد بنابراين: امر به