إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٩ - «بداء»
عذابى نازل نشد لذا آن پيامبر، ناراحت شد [١]، به كشتى پناه برد و [٢] ...
عذاب، يك امر تكوينى است، گاهى پيغمبرى مأمور مىشود نسبت به عذاب الهى اخبار نمايد امّا در موعد مقرّر، عذابى واقع نمىشود در اين صورت كلمه «بدا» را استعمال مىنمايند.
تحقيق در مسئله [٣]: بدا- در تكوينيات- مانند نسخ در احكام شرعيّه به اين كيفيّت است كه:
گاهى مشيّت الهى بر اين تعلّق مىگيرد: مطلبى را كه او مىداند در آينده محو خواهد شد به صورت الهام يا وحى به پيامبرى ابلاغ نمايد كه او هم ثبوت آن مطلب را به امّت خود «اخبار» [٤] يا «اظهار» [٥] نمايد مانند اخبار به تحقّق عذاب الهى در داستان يونس عليه السّلام [٦].
[١]«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ ...»- سوره انبيا، آيه ٨٧.
[٢]مثال ديگر: طبق بعضى از روايات، حضرت عيسى عليه السّلام نسبت به موت زنى در زمان خاصى اخبار نمود اما بعد از فرا رسيدن زمان موعود، آن فرد در حال حيات بود زيرا با دادن صدقه مرگ را از خود دفع نموده بود- مضمون روايتى است كه در امالى شيخ صدوق، در مجلس هفتاد و پنج، نقل شده.
[٣](اما اصل وقوع البداء) فلروايات متواترات- مثل قوله عليه السّلام: ما عبد اللّه بشىء مثل البداء «او» ما بعث اللّه نبيا قط حتى يقرّ له بالبداء «او» ما بعث اللّه نبيا قط الا بتحريم الخمر و ان يقرّ للّه بالبداء «او» لو علم الناس ما فى القول فى البداء من الاجر ما فتروا عن الكلام فيه «او» ان لله علمين علم مكنون مخزون لا يعلمه الا هو، من ذلك يكون البداء و علم علمه ملائكته و رسله و انبيائه فنحن نعلمه.
ر. ك: عناية الاصول ٢/ ٣٤٠ و «وافى»: ١/ ١١٢- ١١٤ باب بدا.
[٤]در تكوينيات.
[٥]در شرعيات.
[٦]يا اخبار حضرت عيسى عليه السّلام به موت آن فرد در زمان مشخص.