إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٦
درباره كلمه «كل» [١] كه مهمترين لفظ دالّ بر عموم است نيز جارى مىباشد.
توضيح ذلك: اگر مولائى بگويد «اكرم كلّ رجل» شما مىگوئيد لفظ كل «وضع للدّلالة على العموم» و ما هم قبول داريم كه لفظ «كل» دالّ بر عموم است لكن سؤال ما اين است كه آن كلمه بر «عموم» چه چيز دلالت دارد؟
لفظ «كل» دالّ بر عموم مدخول خود هست. پس بايد ملاحظه كنيد كه مراد از مدخول كلمه «كل» چيست آيا مقصود از آن، ماهيّت رجل- بدون هيچ قيد و شرط- هست يا اين كه مقصود از آن، رجل عالم است.
اگر مقصود از آن، رجل عالم باشد پس كلمه «كل» دلالتى نسبت به تمام افراد رجل ندارد بنابراين، وضع كلمه كل، تابع اين است كه از مدخول آن، چه چيز اراده شده.
سؤال: آيا اگر مولا از ابتدا تصريح نمايد كه: «اكرم كلّ رجل عالم» به لفظ كل، ضربهاى مىخورد؟
جواب: خير! پس اكنون هم كه او گفته «اكرم كلّ رجل» اگر بنا باشد شامل تمام افراد رجل شود بايد نسبت به كلمه «رجل» اطلاق، جارى شود و اثبات نمائيم كه لفظ رجل، مرسل و مطلق هست و قيدى همراه آن نيست و در قضيّه «اكرم كلّ رجل» تفاوتى بين رجل عالم و غير عالم وجود ندارد آنوقت است كه مىتوان گفت كلمه كل، نسبت به تمام افراد رجل عموميّت دارد.
خلاصه: لفظ «كل» كه لغتا براى عموم وضع شده درعينحال، عمومش از جهت
[١]دلالت كلمه «كل» بر عموم، ارتباطى به «عقل» ندارد بلكه به وضع و لغت، مربوط است.