إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٢ - رد دليل سوم
مع قوّة [١] احتمال أن يكون المراد أنّهم عليهم السّلام لا يقولون بغير ما هو قول اللّه تبارك و تعالى واقعا و ان كان هو على خلافه ظاهرا، شرحا لمرامه تعالى، و بيانا لمراده من كلامه، فافهم(١).
(١)- ج: شايد مقصود از مخالفت با كتاب، مخالفت با «ظواهر» قرآن نباشد بلكه ممكن است، منظور، اين باشد:
مقصود از مخالفت با كتاب، مخالفت با آن مقصود و مراد واقعى خداوند متعال است و دليل مخصّص اگر مخالفتى دارد با دلالت لفظى، مخالف است امّا با مراد و حكم واقعى پروردگار متعال مخالفت ندارد.
قوله: «فافهم». اگر مقصود از مخالفت، مخالفت با مراد واقعى پروردگار متعال باشد، ما از چه طريقى مراد حقيقى خداوند را مىدانيم كه ائمّه «ع» بفرمايند اگر خبرى با مراد واقعى، مخالف بود، ضرب بر جدار نمائيد.
درصورتى مىتوان مخالفت را تشخيص داد كه مقصود و معيار، همان ظواهر قرآن باشد و الا اگر مقصود، مراد واقعى هست، نمىتوان آن را تشخيص داد و نتيجتا نمىدانيم، كدام خبر با مراد واقعى، مخالف است و كدام روايت مخالفتى ندارد پس بيان سوّم هم ناتمام است.
[١]... «الثالث» انه يحتمل ان يكون المراد بها عدم صدور ما هو مخالف للكتاب واقعا نظير ما ورد فى المائز بين الشرط الصحيح و الباطل اذ المراد بالكتاب هناك مطلق ما كتبه اللّه سبحانه على عباده و هو الحكم الواقعى الالهى لا ما يتضمنه ظاهر الكتاب فلا يمكن الحكم على الخبر المخالف لظاهر الكتاب انه مخالف للكتاب مع احتمال تخصيص الكتاب به واقعا بل يمكن ان يدعى انه بدليل اعتبار الخبر يحرز انه موافق للكتاب واقعا لا مخالف الا ان يقال: ان ذلك خلاف الظاهر بل لا مساغ لاحتماله بالنسبة الى جميعها لورود جملة منها فى مقام ابداء الضابط الفارق بين الخبر الصادق و الكاذب و ما يجوز العمل به و ما لا يجوز و لعله الى هذا اشار بقوله «فافهم» ر. ك: حقائق الاصول ١/ ٥٣٥.